اوضاع مسلمانان پيش از قيام حسينى - گفتاری از مرحوم علامه عسکری
در وصف مرحوم علامه طباطبایی ره - گفتاری از مرحوم علامه حسینی طهرانی ره
يكايك از صفات و نعوت متّقيان كه مولَيالموالي أميرمؤمنان عليه السّلام دربارۀ آنان در خطبۀ هَمّام بيان ميفرمايند، در اين مرد الهي مشاهَد و محسوس و ممسوس و ملموس بود:
أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا. اينست زندگي وارستگان و آزادگان از اسارتِ نفس امّاره، و به پرواز درآمدگان در حريم قضاء و مشيّت الهيّه، و سرسپردگان به عالم تفويض و تسليم و رضا. چقدر استاد ما از اين شعر خوشايند بودند كه:
منم كه شُهرۀ شهرم بعشق ورزيدن
منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن
به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم
كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در شريعت ما كافري است رنجيدن
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات
بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن[1]
و آنگاه با اين مشكلات، و ردّ و ايرادها، يكدنيا از عظمت و وقار و سَكينه و آرامش در او متحقّق بود.
پنج اثر دکتر مجتهدي تجديد چاپ شد
مرحله چهارم كارگاه آموزشي كودكان و نوجوانان - ويژه پائيز 86
بسمه تعالي
كارگاه آموزشي كودكان و نوجوانان
مرحله چهارم كارگاه آموزشي كودكان و نوجوانان
ويژة پائيز 86
پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
گروه فكرپروري در كودكان و نوجوانان (فبك)
فلسفه براي كودكان و نوجوانان
زمان ثبت نام:
از تاريخ 23/7/86 لغايت 29/7/86
افراد علاقمند به ثبت نام فرزندان يا وابستگان خود در اين كارگاه، مي توانند با مراجعه به صفحه مربوط به فرم اوليه ثبت نام آنرا تكميل و به آدرس fabak.g@gmail.com ايميل كنند. لازم به توضيح است پس از بررسي فرمهاي اوليه، از افراد منتخب ثبت نام حضوري بعمل مي آيد.
* توضيح اينكه تكميل فرمهاي مربوطه حتي براي كساني كه قبلا هم در اين كارگاهها شركت داشتند، ضروري است و حضور شاگردان در اين كلاسها فقط با ثبت نام در زمان مقرر ممكن خواهد بود.
www.p4c.ir
هر موجودي آيت خداي سبحان است . گفتاری از حضرت آیت الله جوادی آملی

امام علي بن ابي طالب(عليه السلام) مي فرمايد: «ما لله آية اكبر منّي»(1)؛ من آيت كبراي حقّم و هيچ موجودي بهتر از من خدا را نشان نمي دهد. هر موجودي آيت خداي سبحان است و موجودي كه درجه وجودي او والاتر باشد، در آيت حق بودن، برتر از ديگران است.
1 ـ اصول كافي، ج1، ص207.
مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 129.
انديشه سياسي در جهان عرب - از وبلاگ هزار و 1 نكته

امنیت رایانه: اطلاعاتی لازم درباره ویروس
آيا همراه تو دوات وجود دارد؟ به نقل از مرحوم آیت الله حسینی طهرانی

در كتاب «آداب المتعلّمين»، آية الله خواجه نصيرالدّين طوسي از كتاب «جامعالمقدمات» طبع عبدالرّحيم ص 198 ميفرمايد:
و سزاوار است كه طالب علم پيوسته دفتر نوشتهاي را همراه داشته باشد تا مطالعه نمايد، و گفته شده است: من لميكن الدّفتر في كُمِّهِ لميثبت الحكمة في قلبه.
و سزاوار است كه در اين دفتر مقداري ورقه سفيد باشد و با خود دوات همراه داشته باشد كه آنچه را كه ميشنود بنويسد همان طور كه پيغمبر صلياللهعليهوآلهوسلّم به هلال بن يسار در هنگامي كه براي وي تقرير علم و حكمت مينمود فرمود: هَلْ مَعَكَ مِحْبَرَةٌ؟! «آيا همراه تو دوات وجود دارد؟!»
مروری بر مطالب گذشته مهر ماه 1386
من نه آن رِندم كه ترك شاهد و ساغر كنم ... نقل از : علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی
لحظه ای تامل ... و ليكن هر مقامي را مقالي - سعدی شیرازی
در تن ما ز ازل عشق تو با جان بسرشت ... تا ابد عشق تو بيرون نرود از سر ما
اندیشه وحدت اسلامى در عصر حاضر مرحوم علامه سید مرتضی عسکری قدس سره
لحظه اي تامل : عِنْوانُ صَحيفَةِ الْمُؤمِنِ حُبُّ عَليٍّ
معرفی چند پایان نامه دانشگاهی پیرامون شرقشناسی به زبان عربی
ای وای مادرم - شاهکاری ادبی از مرحوم محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار )
آنها فیلسوف نیستند. سخن ابو علی سینا به نقل از حضرت آیت الله جوادی آملی
به یاد مرحوم آية الله علاّمه حاج شيخ آقا بزرگ طهراني ره
پايان نامه هاي دانشگاهي پيرامون انديشه هاي مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي
دریافت کتاب " مراكز الترجمة القديمة عند المسلمين "
درسی از تواضع : شرح حال زندگی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به زبان ایشان
معرفی پایان نامه پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
مدارج طاعت و مراقي قربت - حضرت آیت الله جوادی آملی
معرفی کتاب و پایان نامه پیرامون موضوع شرق شناسی
درس های تفسیر آیت الله العظمی مکارم شیرازی حرم مطهر حضرت معصومه|رمضان 1428
دریافت آثار آیت الله العظمی مکارم شیرازی 
متن کامل وصيتنامهي امام عارفان و امير مؤمنان علي عليه السلام
فراخوان مقاله برای فصلنامه فرهنگ با سه محمر سیاست فرهنگ و اقتصاد در موضوع منزلت زن
دریافت کتابهای حجت الاسلام آقای قرائتی به صورت فایل pdf
دریافت کتاب در زمینه اماکن و آثار اسلامی
دریافت فایل سخنرانی پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
نبودن حزن و خوف براي سالك دلباخته: مرحوم آيت الله سيد محمد حسين حسيني طهراني
دري را كه خداوند از رحمت بر روي كسي باز كند، احدي توانايي بستن آن را ندارد ...
ميلاد با سعادت امام حسن مجتبى عليه السلام
عبادت، غايت خلق است نه خالق - حضرت آیت الله جوادی آملی
منم كه شُهرۀ شهرم بعشق ورزيدن... گفتاري از مرحوم علامه حسيني طهراني ره
من نجف را به جهان نفروشم .... اشعاري از حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
رساله تقیه مداراتی به قلم مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی قدس سره

خدابين باشيم نه خود بين ... حضرت آیت الله جوادی آملی
شرايط توبه و مراحلش چيست؟ پاسخ از حضرت آیت الله جوادی آملی
الهی .... آیت الله حسن زاده آملی
کتابشناسی علامه طباطبایی به زبان فارسی 1
اين غفلت است و آن بيداري است... حضرت آيت الله سيد محمد حسين حسيني طهراني ره
هرگز نبايد براى تحصيل مال خود را به هلاكت افكند- گفتاری از مرحوم آیت الله حسینی طهرانی
عید سعید فطر بر میهمانان ضیافت الهی مبارک باد
خشنودی خدا
دریافت آثار آیت الله العظمی مکارم شیرازی
درس های تفسیر آیت الله العظمی مکارم شیرازی حرم مطهر حضرت معصومه|رمضان 1428
آنها فیلسوف نیستند. سخن ابو علی سینا به نقل از حضرت آیت الله جوادی آملی

انسان موجودي گسيخته از جهان نيست و افكار، اخلاق و اعمالش منقطع از عالم نيست. حكيم ابوعلي سينا در اين زمينه مي گويد: كساني كه ميگويند بين انسان و جهان رابطه نيست و اعمال، عبادات، كارخير، استغفار و نيايش انسان در جهان اثر نميگذارد، «متفلسف» وشبه فيلسوفند، نه فيلسوف: «دع هؤلاء المتشبّهة بالفلاسفة». و من رسالهاي در زمينه رابطه بين اعمال انسانها و حوادث جهان نوشتم و در آن نشان دادم كه نماز استسقاء، دعا و نيايش، استغفار و توبه در نزول بركات الهي مؤثر است(1).
1 ـ الهيات شفاء، مقاله دهم، فصل يكم، ص439.
مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 288.
معرفی کتاب و پایان نامه پیرامون موضوع شرق شناسی

ای وای مادرم - بخشی از شاهکاری ادبی از مرحوم محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار )


آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
اما گرفته دور و برش هاله یی سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگی ما همه جا وول می خورد
هرکنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم
انصاف می دهم که پدر رادمرد بود
با آن همه درآمد سرشارش از حلال ،
روزی که مرد روزی یکسال خود نداشت.
اما قطار های پر از زاد آخرت
وز پی هنوز قافله های دعای خیر ،
این مادر از چنان پدری یادگار بود
تنها نه مادر من و درماندگان خیل،
او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود
خاموش شد دریغ.
او مُرد و در کنار پدر زیر خاک رفت
اقوامش آمدند پی سرسلامتی،
یک ختم هم گرفته شد و پُر بدک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد!!
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت :
این حرفها برای تو مادر نمی شود
پس این که بود ؟
دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید !!
لیوان اب از بغل من کنار زد
در نصفه های شب ،
یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب
نزدیکی های صبح
او باز زیر پای من اینجا نشسته بود.
آهسته با خدا
راز و نیاز داشت
نه ، او نمرده است.
آینده بود و قصه بی مادری من
ناگاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ
من می دویدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پی من باز می کشید
دیوانه و رمیده ، دویدم به ایستگاه
خود را به هم فشرده خزیدم میان جمع،
ترسان ز پشت شیشه در آخرین نگاه
باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نیمه باز:
از من جدا مشو!!
می آمدیم و کله من گیج و منگ بود
انگار جیوه در دل من آب می کنند
پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه می گریختند
می گشت آسمان که بکوبد به مغز من
دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه،
وز هر شکاف و رخنه ماشین غریو باد
یک ناله ضعیف هم از پی دوان دوان
می آمد و به مغز من آهسته می خلید:
تنها شدی پسر !!!
باز آمدم به خانه چه حالی ! نگفتنی
دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود.
انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود:
بُردی مرا به خاک سپردی و آمدی ؟
تنها نمی گذارمت ای بی نوا پسر
می خواستم به خنده در آیم به اشتباه
اما خیال بود.
ای وای مادرم.
مدارج طاعت و مراقي قربت - حضرت آیت الله جوادی آملی
برخي از فقيهان، مدارج طاعت و مراقي قربت را از بالا به پايين، چنانكه شيخانصاري(قدّسسرّه) بيان فرموده، به اين ترتيب يادآور شدهاند:
1ـانسان كامل، طاعت خدا و تقرب به سوي او را براي دفع خطر يا جلب فايده براي خود نميخواهد، بلكه خداوند را چون محبوب بالذات و مطاع ذاتي است قصد ميكند، نه براي احسان او تا جنبه شكر داشته باشد.
2ـكسي كه خدا را براي سپاس برخي نعمتهاي او ميپرستد و مقصود او از اين سپاسگزاري، افزايش نعمت نيست وگرنه از حدّ شكر خارج خواهد بود، چنانكه منظور وي از اين حقشناسي جلب فايده ديگر بهعنوان رفعت درجه و علو مقام نزد او نيست(گرچه براي او افزايش درجه حاصل ميشود).
3 ـكسي كه براي ارتفاع مرتبه و حصول تقرّب نزد خداوند كه بهنوبه خود منفعتي است او را عبادت ميكند. اين درجه براي كساني كه براي جلب فايده خدا را عبادت ميكنند، بالاترين مرتبه است.
4ـكسي كه براي رهايي از دوري از خدا او را ميپرستد. اين دو فايده، يعني فايده سوم و چهارم، صرفنظر از پاداش حاصل است؛ يعني خداوند غير از پاداش خاص كه براي هر عبادتي معين كرده است گروه سوم را گذشته از نجات از بُعْد و دوري، به رفعت درجه رسانيده و گروه چهارم را بهنجات از دوري از خدا نايل ميكند.
5ـكسي كه مطلوب او از تقرّب چيزي است كه براي عمل بذل ميشود و در قبال عبادت خاص به آن عابد ميدهند.
6ـكسي كه تقرّب بهخدا را براي ورود بهبهشت ميخواهد چون در ترك بهشت دوري از خداست كه موجب ورود به آتش است1.
1ـ كتاب الطهارة، ج2، ص46ـ44.
مأخذ: (صهباي حج، ص 362) منبع
دریافت فایل سخنرانی پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
معرفی پایان نامه پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
درسی از تواضع : شرح حال زندگی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به زبان ایشان
.jpg)
جز قصور و تقصير چيزی ندارم .
.jpg)
دریافت کتاب " مراكز الترجمة القديمة عند المسلمين "
معرفی چند پایان نامه دانشگاهی پیرامون شرقشناسی به زبان عربی
منهج المستشرق برناردلويس في دراسة الجوانب الفكرية في التاريخ الإسلامي-مازن مطبقاني (دكتوراه)
الأخطاء العقدية-حميد الناصر الحميد(دكتوراه)
الدعوة الى الاسلام-دراسة نقدية (ماجستير)
سيدو وسيرة الرسول صلى الله عليه وسلم (ماجستير)
رسالة علمية في التنصير (دكتوراه)
صورة الإسلام في مجلة العالم الإسلامي (دكتوراه)
مدرسة الاستشراق اليونانية (دكتوراه)
منهج المستشرقين في دراسة النظم الاجتماعية دراسة نقدية لدائرة المعارف الإسلامية
السيرة النبوية في كتابات المستشرقين البريطانيين _دراسة تاريخية مقارنة
اين غفلت است و آن بيداري است... حضرت آيت الله سيد محمد حسين حسيني طهراني ره
أميرالمؤمنين عليه السّلام بيل دست ميگرفت، تخم ميكاشت، زراعت مينمود، درخت خرما ميكاشت، نخلستان ايجاد ميكرد، زمين را حفر مينمود، قنات آب روان جاري ميساخت؛ مردم كافر هم همين كارها را ميكنند، فرقش چيست ؟ اين غفلت است و آن بيداري است. اين به آرزوي تمتّع از همين لذّات ميكاود و بر پايه حبّ نفس و زيادي ثروت و مال و فرزند و مفاخره بهرهبرداري ميكند؛ و آن بر اساس اعانت و كمك و دستگيري به مساكين و فقرا و عدالت و رحمت براي رضاي پروردگار و عالم ابديّت و اصالت معني و روح انجام ميدهد.
أميرالمؤمنين عليه السّلام براي چه قنات جاري ميكرد ؟ براي چه خطبه ميخواند ؟ براي چه شمشير بدست ميگرفت و در سرما و گرما با مواجهۀ با هزاران مشكل فعّاليّت مينمود ؟ آيا براي زياد كردن مال يا حبّ رياست و خودنمائي مظاهر كمال و جمالش بود ؟ ابداً ابداً! او كار ميكرد با ديدۀ واقعبين، با چشم خدا بين. كار ميكرد چون نفس كار مطلوب بود. ديگران كار ميكنند براي مقاصد جزئيّه. همين است مَفرق طرق و بس.
مؤمن و كافر هر دو به موازات هم عمر خود را طي ميكنند، بازي ميكنند، و از دنيا متمتّع ميشوند، و دست به تجارت و زراعت و صناعت ميبرند، نكاح ميكنند، زن ميگيرند، بچه ميآورند؛ امّا مؤمن بر پايۀ اصيل ايمان به معني و روح و بر جلوۀ خدا و اتّكاء بر بقاء انجام ميدهد و كافر بر پايۀ سست دعاوي نفسانيّه و لذائذ فانيه و شهوات و زينتهاي فريبنده. كافر نظر به ظاهر دارد و مؤمن در شكم ظاهر نظر به باطن دارد. منبع
هرگز نبايد براى تحصيل مال خود را به هلاكت افكند- گفتاری از مرحوم آیت الله حسینی طهرانی
اگر كسى علم واقعى و حقيقى به رازقيّت مطلقه حضرت احديّت داشته باشد هرگز نبايد براى تحصيل مال خود را به هلاكت افكند بلكه بايد اكتفا نمايد به مقدار طلبى كه در شرع امر به آن شده، با كمال آرامش خيال و سكون خاطر به قدر وسع براى تحصيل قدر كفاف معيشت خود و عيال خود كوشش كند. امّا اگر براى تحصيل معيشت در غلق و اضطراب افتد و بيش از حدّ معروف تلاش بنمايد معلوم مىشود كه علم به رازقيّت مطلقه خدا ندارد بلكه علم او به رازقيّت مقيّده بوده است. خدا را رازق مىدانسته در صورتى كه تا اين سر حدّ تلاش كند و خود را به تعب افكند و مثلا او را رازق مىدانسته مقيّد به پول داشتن و در صورت شهريّه گرفتن و غير ذلك. بنابراين اضطراب خارجى يا درونى حكايت مىكند از عدم العلم يا علم به رازقيّت مقيّده. اين معناى توريث علم است براى عمل، و امّا مثال براى توريث عمل براى علم، مثلا اگر كسى از روى واقع بگويد: سبحان ربّى الأعلى و بحمده[1]
ذلّت خود را مشاهده مىكند. و بديهى است كه ذلّت بدون عزّت متحقّق نيست، هميشه ذليل در برابر عزيز و مقتدر خواهد بود، پس ناچار متوجّه مقام عزّت مطلق مىگردد و سپس مىفهمد بايد همراه اين عزّت علم و قدرت نيز موجود باشد. بنابراين از يك عمل بسيار كوچك كه همين ذكر سجده باشد پى مىبرد به عزّت مطلقه و علم و قدرت مطلقه خداوند تبارك و تعالى، و اين معناى مورث بودن عمل است نسبت به علم، و به اين معنى ناظر است قوله عزّ من قائل: و العمل الصّالح يرفعه[2]
[1] پاك و منزه مىدانم پروردگار بلند رتبت خودم را همراه با حمد و ستايش او
[2] و عمل شايسته آن را بالا مىبرد. منبع
فلسطين - روز قدس
دریافت کتاب در زمینه اماکن و آثار اسلامی
دریافت کتابهای حجت الاسلام آقای قرائتی به صورت فایل pdf
در تن ما ز ازل عشق تو با جان بسرشت ... تا ابد عشق تو بيرون نرود از سر ما
مرحوم علامه سيد عبدالحسين شرف الدين عاملي:
از عمار ياسر نقل شده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:
« بار پروردگارا ( شاهد باش ) كسي كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، بايد از ولايت علي بن ابيطالب دست بر ندارد. زيرا ولايت او ، ولايت من است و و لايت من ولايت خدا. »
و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در خطبه اي فرمودند:
« اي مردم فضل و شرف و مقام و ولايت از آن رسول خدا صلي الله عليه و آله و ذريه اوست. پس سخنان باطل شما را به بيراه نكشاند. »
( المراجعات : نامه دهم )
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، مظهر اسماي الهي، قسيم جنت و نار، مولي الموحدين، اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب (عليه السلام) را در ايام و ليالي قدر تسليت مي گوييم
![]()
هر كس كه با خيال تو يكدم بسر برد
تو داني اينك اندر ششدر غم، سخت پابندم
شگفت از همتت دارم، اگر راهيم ننمائي
لحظه اي تامل : عِنْوانُ صَحيفَةِ الْمُؤمِنِ حُبُّ عَليٍّ
قالَ رَسُولُ الله صَلّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:
عِنْوانُ صَحيفَةِ الْمُؤمِنِ حُبُّ عَليٍّ
سر لوحه كتاب مؤمن دوستي علي علیه السلام است
(جامع صغير کنوز الحقايق صفحه 92)
متن کامل وصيتنامهي امام عارفان و امير مؤمنان علي عليه السلام
من نجف را به جهان نفروشم .... اشعاري از حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
منم كه شُهرۀ شهرم بعشق ورزيدن... گفتاري از مرحوم علامه حسيني طهراني ره
علاّمه استاد { مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي } زندگاني بسيار ساده و بیتجمّل، در حدِّأقلّ ضرورت زندگي داشتند. و با وجود كسالت قلبي و كسالت اعصاب و كِبَر سنّ، فقط و فقط بعلّت حمايت از دين، و نشر فرهنگ اسلام؛ براي ملاقات و مصاحبه با آن مستشرق فرانسوي، هر دو هفته يكبار بطهران ميآمدند؛ و اين رفت و آمد نيز مستلزم رنجهائي بود
اينست وضع زندگي يك فيلسوف شرق؛ بلكه يگانه فيلسوف عالم! با آنكه آنطور كه بايد ما از وضع داخلي آن بزرگ مرد پرده بر نداشتيم؛ زيرا معتقديم بحث در اينگونه امور سزاوار مقام عفّت و شرف نيست.
اينست زندگاني اولياء خدا:صَبَرُوا أَيَّامًا قَصِيرَةً، أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً.[1]
يكايك از صفات و نعوت متّقيان كه مولَيالموالي أميرمؤمنان عليه السّلام دربارۀ آنان در خطبۀ هَمّام بيان ميفرمايند، در اين مرد الهي مشاهَد و محسوس و ممسوس و ملموس بود:أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا.
اينست زندگي وارستگان و آزادگان از اسارتِ نفس امّاره، و به پرواز درآمدگان در حريم قضاء و مشيّت الهيّه، و سرسپردگان به عالم تفويض و تسليم و رضا. چقدر استاد ما از اين شعر خوشايند بودند كه:
منم كه شُهرۀ شهرم بعشق ورزيدن
منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن
به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم
كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در شريعت ما كافري است رنجيدن
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات
بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن[2]
و آنگاه با اين مشكلات، و ردّ و ايرادها، يكدنيا از عظمت و وقار و سَكينه و آرامش در او متحقّق بود.
[1] از فقرات خطبۀ همّام است كه خطبۀ 191 از «نهج البلاغة» است: «ايّام كوتاهي در دنيا بمشقّت و سختي با پاي راستين و استقامت، ثُبات بخرج داده، و در نتيجه بدنبال آن در آخرت، زمانهاي درازي را در راحتي بسر ميبرند.»
«دنيا بسوي آنان رو آورد، ولي آنها از دنيا اعراض كردند. و دنيا خواست آنانرا اسير خود كند، آنها خود را رهانيده و آزاد كردند.»
[2] از حافظ شيرازي است؛ «ديوان حافظ» طبع پژمان، حرف نون، ص 177.
وبلاگ هزار و ۱ نکته

پايان نامه هاي دانشگاهي پيرامون انديشه هاي مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي
عبادت، غايت خلق است نه خالق - حضرت آیت الله جوادی آملی
هر اسمي از اسماي حُسناي حق اقتضايي دارد كه با زبان برهان مي توان آن را حدّ وسط استدلال قرار داد و نتيجه گرفت. بر اثر حكمت خداي سبحان هيچ كار بيهوده اي از او صادر نمي شود. خداوند، حكيم است و هر حكيمي كارِ با هدف انجام مي دهد. پس خداوند كارش داراي هدف است1. بر اثر غناي ذاتي خداوند هيچ چيزي نمي تواند هدف ذات حق باشد2؛ زيرا لازمه اش آن است كه ذات حق بدون آن هدفْ كامل نبوده، با نيل به آن كامل شود. در حالي كه واجب الوجود، عين كمال صِرف و نامحدود است و كمالي خارج از ذات وي فرض نمي شود. جمع ميان اين دو مقتضي آن است كه فاعل جهانِ امكان كه عين مبدأ هر وجودي است، چون خود عين هدف هر موجودي است منزّه از هدف است، ليكن خودِ جهان داراي هدف وجودي است و به آن نائل مي گردد. گرچه بين راهْ عدّه اي از آن، از گزند ناگوار مصون نخواهد بود. توضيح اينكه، همه آنچه در حوزه وجود امكاني است، اعم از پيدا و ناپيدا، برخي غايت برخي ديگر است؛ در حالي كه خداي سبحان غايت بالذّات همه است و او را وراي ذات والايش غايتي نيست. خداي سبحان آخر است چنانكه اوّل است و باطن است چنانكه ظاهر است: (هو الأوّل والاخر والظاهر والباطن)3. هر فاعلي كه براي رسيدن به هدف و غايتي دست به كاري مي زند ناقص است و آنكه ناقص نيست هيچ كاري را به خاطر غرض و هدفي انجام نمي دهد4. از آنجا كه خالق متعالي از جهانيان بي نياز است، پس ناقص نيست. بنابراين، او براي رسيدن به غرض و غايتي كه آهنگ آن را داشته و در جستجوي آن باشد، كار نمي كند وگرنه لازم مي آيد كه او بذاته ناقص و محتاج باشد و به غير خود كامل و بي نياز گردد. درباره غرض و هدفي كه از ذات حق منتفي است، بين اينكه آن هدف، جلب نفع به خود او باشد يا رساندن نفع به ديگري، تفاوتي نيست؛ زيرا اگر رساندن نفع به ديگري غرض خدا و غايت ذات او باشد لازم مي آيد كه ذات خداي سبحان بدون رساندن اين نفع ناقص باشد و چنانچه به غير خود نفع رساند كامل گردد و البته اين محال است. خداي متعالي جواد محض است و آنچه را سزاوار است آن گونه كه زيبنده و شايسته است مي بخشد، نه در مقابل عوض و نه براي غرضي، گرچه كردار خداوند متن حكمت و سرچشمه خير و معدن بركت است. منبع
1 ـ سوره مؤمنون، آيه 115.
2 ـ سوره ابراهيم، آيه 8.
3 ـ سوره حديد، آيه 3.
4 ـ الهيات شفاء، مقاله 6، فصل 5.
مأخذ: صهباي حج، ص 307.
ميلاد با سعادت امام حسن مجتبى عليه السلام
امام صادق (عليه السلام) و ايشان از پدرشان امام محمّد باقر (عليه السلام) :
امام حسن عابدترين و زاهدترين و با فضيلت ترين فرد زمانه خويش بود، هر زمان براى حج مى رفت پياده و احياناً با پاى برهنه مى رفت، هر زمان ياد مرگ و قبر مى افتاد مى گريست، وقتى حشر در قيامت و عبور از صراط را ياد مى كرد، و وقتى ياد مى كرد كه اعمال انسان روزى بر خداوند عرضه مى شود ناله اى مى كشيد و بى هوش مى شد، و زمانى كه به نماز مى ايستاد تمام اركان بدنش مى لرزيد، و از خداوند بهشت را مى طلبيد، و از آتش به او پناه مى برد.
هر وقت در قرآن به آيه اى مى رسيد كه با «يا أيّها الّذين آمنوا» شروع شده بود مى گفت: «لبّيك اللّهمّ لبّيك» هيچ وقت او را در هيچ حالى نديدند مگر آنكه ذكر خداوند مى گفت، و راستگوترين مردم و خوش بيان ترين آنها بود.
ـ سخاوت آن حضرت به قدرى بود كه سه بار اموال خود را با فقراء تقسيم كرد، يعنى نصف اموال خود را به فقراء بخشيد.
ـ بزرگى آن حضرت در نظر مردم به حدّى بود كه در مناقب از محمّد بن اسحاق نقل كرده است كه در كتاب خويش نوشته: هيچ كس در مقام و شرف بعد از رسول خدا به آن درجه نرسيد كه حسن بن على(عليهما السلام) رسيد، بيرون خانه آن حضرت براى آن بزرگوار مسندى مى گذاشتند، وقتى ايشان بيرون مى آمد راه بندان مى شد. سپس مى افزايد در راه مكه او را ديدم كه پياده به حج مى رفت، هيچ كس از خلق خدا آن حضرت را نديد مگر آنكه به احترام ايشان پياده شد و با آن حضرت همراه مى شد. حتى سعد بن أبى وقّاص از مركب خود پياده و با آن بزرگوار پياده راه مى پيمود.
ـ از خصوصيات بارز آن حضرت مسأله حلم و بردبارى آن بزرگوار است و ما به اشاره بيان مى كنيم كه نقل كرده اند شخصى از اهل شام به آن حضرت دشنام داد، امام مجتبى (عليه السلام) به او گفتند: اگر غريبى ما خانه اى براى پذيرائى داريم، اگر لباس مى خواهى تو را مى پوشانيم، اگر گرسنه اى تو را سير مى كنيم، اگر ... تا آنجا كه آن شخص به گريه افتاد و گفت: خداوند بهتر مى داند كه نبوّت و رسالت خود را در كدام خاندان قرار دهد.
دري را كه خداوند از رحمت بر روي كسي باز كند، احدي توانايي بستن آن را ندارد ...
دري را كه خداوند از رحمت بر روي كسي باز كند، احدي توانايي بستن آن را ندارد، و دري را كه او ببندد، كسي را توان گشودنش نيست: (ما يفتح الله للنّاس من رحمةٍ فلا ممسك لها وما يمسك فلا مرسل له من بعده وهو العزيز الحكيم)(1). اضلال خداوند امروجودي نيست، بلكه همان امساك فيض وندادن توفيق به نااهلان است. چنين نيست كه خداوند گاهي رحمت و هدايت بفرستد و گاهي عذاب و ضلالت، بلكه اگر رحمت نفرستاد، ميشود عذاب و ضلالت. چون ضلالت و هدايت ، عدم و ملكه است(2)
1 ـ سوره فاطر، آيه 2.
2 ـ جمله خبري «زيدٌ مهتدٍ» قضيّه موجبه محصله است، ولي جمله خبري «زيدٌ ضال» قضيّه موجبه معدوله است، نه موجبه محصله، زيرا معناي سلبي در محمول آن عجين شده است، مثل «زيد جاهل». اين گونه قضايا گرچه موجبه است ولي محصله نيست. اينها قضاياي سلبي است كه ادات سلب در محمول آنها تعبيه شده است.
مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 259.
عرض تبریک
خجسته سالروز ولادت با سعادت دومين امام معصوم، کريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي (عليه السلام) را تبريک و تهنيت مي گوييم
به یاد مرحوم آية الله علاّمه حاج شيخ آقا بزرگ طهراني ره

مرحوم آية الله علاّمه حاج شيخ آقا بزرگ طهراني هيچ ممرّ معاشي نداشت و از حال ايشان كسي با خبر نبود. صد سال بعلم و اسلام و تشيّع خدمت كرد؛ و مجاهدات ارزنده و آثار نفيس و بينظيري از خود بيادگار گذاشت كه امروز مورد استفادۀ تمام اهل تحقيق و تتبّع و محور مراجعات نويسندگان است.
اين مرد شب و روز مشغول نوشتن و زحمت كشيدن و جمعآوري اسناد و مدارك نوشتجات بود. وضع خانۀ او عيناً مانند يك طلبۀ معمولي، ساده و بلكه پائينتر؛ و شدائدي كه تحمّل نموده است فوق تصوّر است. منبع
اندیشه وحدت اسلامى در عصر حاضر مرحوم علامه سید مرتضی عسکری قدس سره
لحظه ای تامل ... و ليكن هر مقامي را مقالي - سعدی شیرازی
نظر كردم به چشم راي و تدبير
نديدم به ز خاموشي خصالي
نگويم لب ببند و ديده بر دوز
و ليكن هر مقامي را مقالي
زماني بحث علم و درس تنزيل
كه باشد نفس انسان را كمالي
زماني شعر و شطرنج و حكايت
كه خاطر را بود دفع ملالي
خدايست آنكه ذات بي شبيه اش
نگردد هرگز از حالي به حالي
سعدی شیرازی
من نه آن رِندم كه ترك شاهد و ساغر كنم ... نقل از : علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی

آن فقيد سعيد { علامه سید محمد حسین طباطبایی } فرمودند: من وقتي از تبريز به قم آمدم و درس «أسفار» را شروع كردم، و طلاّب بر درس گرد آمدند و قريب به يكصد نفر در مجلس درس حضور پيدا ميكردند؛ حضرت آية الله بروجردي رحمة الله عليه اوّلاً دستور دادند كه شهريّۀ طلاّبي را كه به درس «أسفار» ميآيند قطع كنند.
و بر همين اساس چون خبر آن بمن رسيد، من متحيّر شدم كه خدايا چه كنم؟
اگر شهريّۀ طلاّب قطع شود، اين افراد بدون بضاعت كه از شهرهاي دور آمدهاند و فقط ممرّ معاش آنها شهريّه است چه كنند؟
و اگر من بخاطر شهريّۀ طلاّب، تدريس «أسفار» را ترك كنم لطمه بسطح علمي و عقيدتي طلاّب وارد ميآيد!؟
من همينطور در تحيّر بسر ميبردم، تا بالاخره يكروز كه بحال تحيّر بودم و در اطاق منزل از دور كرسي ميخواستم برگردم چشمم بديوان حافظ افتاد كه روي كرسي اطاق بود؛ آن را برداشتم و تفأّل زدم كه چه كنم؟ آيا تدريس «أسفار» را ترك كنم، يا نه؟ اين غزل آمد:
من نه آن رِندم كه ترك شاهد و ساغر كنم
محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم
من كه عيب توبه كاران كرده باشم بارها
توبه از مِي وقت گل ديوانه باشم گر كنم
چون صبا مجموعۀ گُل را به آب لطف شست
كج دلم خوان گر نظر بر صفحۀ دفتر كنم
عشق دُردانه است و من غوّاص و دريا ميكده
سر فرو بردم در آنجا تا كجا سر بر كنم
لاله ساغر گير و نرگس مست و برما نام فسق
داوري دارم بـســـي يا ربّ كــرا داور كنم
بازكش يكدم عنان اي تُرك شهرآشوب من
تا ز اشك و چهره، راهت پر زر و گوهر كنم
من كه از ياقوت و لعلِ اشك دارم گنجها
كي نظر در فيض خورشيد بلند اختر كنم
عهد و پيمان فلك را نيست چندان اعتبار
عهد با پيمانه بندم شرط با ساغر كنم
من كه دارم در گدائي گنج سلطاني بدست
كي طمع در گردش گردونِ دون پرور كنم
گر چه گردآلودِ فقرم، شرم باد از همّتم
گر به آب چشمۀ خورشيد دامنتر كنم
عاشقان را گر در آتش ميپسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمۀ كوثر كنم
دوش لعلش عشوهاي ميداد حافظ را ولي
من نه آنم كز وي اين افسانها باور كنم
باري، ديدم عجيب غزلي است؛ اين غزل ميفهماند كه تدريس «أسفار» لازم، و ترك آن در حكم كفر سلوكي است.
و ثانياً يا همان روز يا روز بعد، آقاي حاج أحمد خادم خود را به منزل ما فرستادند، و بدينگونه پيغام كرده بودند: ما در زمان جواني در حوزۀ علميّۀ اصفهان نزد مرحوم جهانگير خان «أسفار» ميخوانديم ولي مخفيانه؛ چند نفر بوديم، و خُفيةً بدرس ايشان ميرفتيم، و امّا درس «أسفار» علني در حوزۀ رسمي بهيچوجه صلاح نيست و بايد ترك شود!
من در جواب گفتم: به آقاي بروجردي از طرف من پيغام ببريد كه اين درسهاي متعارف و رسمي را مانند فقه و اصول، ما هم خواندهايم؛ و از عهدۀ تدريس و تشكيل حوزههاي درسي آن برخواهيم آمد و از ديگران كمبودي نداريم.
من كه از تبريز بقم آمدهام فقط و فقط براي تصحيح عقائد طلاّب بر اساس حقّ، و مبارزۀ با عقائد باطلۀ مادّيّين و غيرهم ميباشد. در آن زمان كه حضرت آية الله با چند نفر خُفيةً به درس مرحوم جهانگيرخان ميرفتند، طلاّب و قاطبۀ مردم بحمدالله مؤمن و داراي عقيدۀ پاك بودند؛ و نيازي به تشكيل حوزههاي علني «أسفار» نبود؛ ولي امروزه هر طلبهاي كه وارد دروازۀ قم ميشود با چند چمدان (جامهدان) پر از شبهات و اشكالات وارد ميشود!
و امروزه بايد بدرد طلاّب رسيد؛ و آنها را براي مبارزۀ با ماترياليستها و مادّيّين بر اساس صحيح آماده كرد، و فلسفۀ حقّۀ اسلاميّه را بدانها آموخت؛ و ما تدريس «أسفار» را ترك نميكنيم.
ولي در عين حال من آية الله را حاكم شرع ميدانم؛ اگر حكم كنند بر ترك «أسفار» مسأله صورت ديگري بخود خواهد گرفت.
علاّمه فرمودند: پس از اين پيام؛ آية الله بروجردي ديگر بهيچوجه متعرّض ما نشدند، و ما سالهاي سال بتدريس فلسفه از «شفاء» و «أسفار» و غيرهما مشغول بوديم.
و هر وقت آية الله برخوردي با ما داشتند بسيار احترام ميگذاردند، و يك روز يك جلد قرآن كريم كه از بهترين و صحيحترين طبعها بود بعنوان هديّه براي ما فرستادند. منبع
کتابشناسی علامه طباطبایی به زبان فارسی 1
الهی .... آیت الله حسن زاده آملی
![]()
الهي، همه سر آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.
الهي، سالياني ميپنداشتم كه ما حافظ دين توايم، « استغفرك اللهم ». در اين ليله الرغائب 1390 فهميدم كه دين تو حافظ ماست، « أحمدك اللهم »!
الهي، تو پاك آفريدهاي، ما آلوده كردهايم.
الهي، حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است؛ «اللهم صلّ آل محمد و آل محمد!»
الهي، كامم را به حلاوت تلاوت كلامت شيرين بدار!
الهي، واي بر من اگر دلي از من برنجد!
الهي، در بسته نيست، ما دست و پا بستهايم.
الهي، دل خوشم كه الهي گويم.
الهي، به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت اين نا اهل را سوز و گداز ده!
الهي، توفيق شبخيزي و اشكريزي به حسن ده!
الهي، اگر بهشت شيرين است، بهشت آفرين شيرينتر است.
الهی، تا تو لبيك نگويي، كجا من الهي گويم.
الهي، امشب كه شب قدر است همه قرآن به سر ميكنند، حسن را توفيق ده كه قرآن به دل كند!
الهي، رويم را نيكو كردي، خويم را هم نيكو گردان!
فراخوان همایش بین المللی خلیج فارس - 10-12 اردیبهشت 1387
شرايط توبه و مراحلش چيست؟ پاسخ از حضرت آیت الله جوادی آملی

بعضي از شرايط توبه واجب و اساسي است؛ بعضي مستحب. شرايط اساسي توبه چند چيز است
:١ ـ انسان جدّاً از گذشته پشيمان شود
٢ ـ تصميم جدّي بگيرد در آينده اين كار را نكند
٣ ـ بعد از پشيماني نسبت به گذشته و تصميم نسبت به آينده با اخلاص به پيشگاه ذات اقدس اله عرض كند و بگويد: خدايا آمدم.
چرا دست يازم چرا پاي كوبم
مرا خواجه بيدست و پا ميپسندد
نه رو به قبله بودن لازم است، نه آب توبه خوردن و نه طهارت ظاهري مثل وضو و غسل، فقط بگويد خدايا آمدم. اين اساس توبه است و بقيه تشريفات و مستحبات است مثل رو به قبله بودن، غسل توبه نمودن، ذكر خاص گفتن.
به هر حال خود توبه در حكم آب است و انسان را شستشو ميدهد، اينطور نيست كه توبه دشوار باشد.
خدابين باشيم نه خود بين ... حضرت آیت الله جوادی آملی

همه ما خواهان مقام عليّ هستيم، اما راه رسيدن به اين مقام را نميدانيم. بهترين راه آن است كه حب جاه را از صحنه جان برداريم و خدابين باشيم نه خود بين. اگر انسان متكلّم و مستمع كلمةالله شد، عالي ميشود و آنگاه جنت عاليه به وجود او فخر ميكند زيرا حاملان پيام توحيد عاليند و بهشت به تبع آنها عالي است، چون بهشت محصول كارانسان است.اگر بهشت ساخته خود انسان است وهرساختهاي، نازلتر از معمار و سازنده آن است ، پس انسان بالاتر از بهشت است: «فاعل الخير خير منه وفاعل الشر شر منه»(1).
1 ـ نهج البلاغه، حكمت 32.
مأخذ: تفسير موضوعي، ج 6، ص 232. منبع





اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××