مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رحمه الله  اگر كسى علم واقعى و حقيقى به رازقيّت مطلقه حضرت احديّت داشته باشد هرگز نبايد براى تحصيل مال خود را به هلاكت افكند بلكه بايد اكتفا نمايد به مقدار طلبى كه در شرع امر به آن شده، با كمال آرامش خيال و سكون خاطر به قدر وسع براى تحصيل قدر كفاف معيشت خود و عيال خود كوشش كند. امّا اگر براى تحصيل معيشت در غلق و اضطراب افتد و بيش از حدّ معروف تلاش بنمايد معلوم مى‏شود كه علم به رازقيّت مطلقه خدا ندارد بلكه علم او به رازقيّت مقيّده بوده است. خدا را رازق مى‏دانسته در صورتى كه تا اين سر حدّ تلاش كند و خود را به تعب افكند و مثلا او را رازق مى‏دانسته مقيّد به پول داشتن و در صورت شهريّه گرفتن و غير ذلك. بنابراين اضطراب خارجى يا درونى حكايت مى‏كند از عدم العلم يا علم به رازقيّت مقيّده. اين معناى توريث علم است براى عمل، و امّا مثال براى توريث عمل براى علم، مثلا اگر كسى از روى واقع بگويد: سبحان ربّى الأعلى و بحمده[1]

ذلّت خود را مشاهده مى‏كند. و بديهى است كه ذلّت بدون عزّت متحقّق نيست، هميشه ذليل در برابر عزيز و مقتدر خواهد بود، پس ناچار متوجّه مقام عزّت مطلق مى‏گردد و سپس مى‏فهمد بايد همراه اين عزّت علم و قدرت نيز موجود باشد. بنابراين از يك عمل بسيار كوچك كه همين ذكر سجده باشد پى مى‏برد به عزّت مطلقه و علم و قدرت مطلقه خداوند تبارك و تعالى، و اين معناى مورث بودن عمل است نسبت به علم، و به اين معنى ناظر است قوله عزّ من قائل: و العمل الصّالح يرفعه[2]

 



[1] پاك و منزه مى‏دانم پروردگار بلند رتبت خودم را همراه با حمد و ستايش او

[2] و عمل شايسته آن را بالا مى‏برد.   منبع