عرض تسلیت - روح بلند حضرت آیت الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست

انا لله و انا الیه الراجعون

برای شادی روح مرجع بزرگ عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی عطر صلوات را به خانه های خود بیاوریم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 
 
 

آيت الله العظمي بهجت فومني:

 آنچه را كه مي دانيد زير پا نگذاريد، اين تمام عرفان است.


 
 
در وبلاگ تاریخ و تحقیق

 بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

 روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم  « عجل الله تعالی فرجه الشریف »  و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .

    مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه  « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت .   دفتر معظم له

هر كس كه بت درون را شكست ...

حضرت آيت الله جوادي آملي / نماز جمعه قم
تا قيامت، هر كس كه بت درون را شكست و به مبارزه با بت بيرون پرداخت، فرزندِ خليل حق است، اگر چه به حسب ظاهر هيچ نسبت نژادي و قومي با حضرت ابراهيم(عليه السلام) نداشته باشد و هر كس به هر شكل، بت تراش و بت فروش و بت پرست باشد، نه فرزند خليل حق است و نه فرزند رسول خدا و علي مرتضي‌(صلوات‌اللّه عليهم‌اجمعين) حتي اگر به لحاظ نژادي، وابسته به آنان باشد؛ زيرا در قلمرو ولايتمداري، مقوّمِ اصيل هويتِ انسان را كرامت او تشكيل مي‌دهد و اگر كسي فاقد كرامت بود سهمي از هويت اصيل انساني ندارد.

مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 333)

منم‌ كه‌ شُهرۀ شهرم‌ بعشق‌ ورزيدن‌ گفتاری از مرحوم آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی

مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي صاحب تفسير الميزان

علاّمۀ استاد، زندگاني‌ بسيار ساده‌ و بی‌تجمّل‌، در حدِّأقلّ ضرورت‌ زندگي‌ داشتند. و با وجود كسالت‌ قلبي‌ و كسالت‌ اعصاب‌ و كِبَر سنّ، فقط‌ و فقط‌ بعلّت‌ حمايت‌ از دين‌، و نشر فرهنگ‌ اسلام‌؛ براي‌ ملاقات‌ و مصاحبه‌ با آن‌ مستشرق‌ فرانسوي‌، هر دو هفته‌ يكبار بطهران‌ مي‌آمدند؛ و اين‌ رفت‌ و آمد نيز مستلزم‌ رنجهائي‌ بود

. اينست‌ وضع‌ زندگي‌ يك‌ فيلسوف‌ شرق‌؛ بلكه‌ يگانه‌ فيلسوف‌ عالم‌! با آنكه‌ آنطور كه‌ بايد ما از وضع‌ داخلي‌ آن‌ بزرگ‌ مرد پرده‌ بر نداشتيم‌؛ زيرا معتقديم‌ بحث‌ در اينگونه‌ امور سزاوار مقام‌ عفّت‌ و شرف‌ نيست‌.اينست‌ زندگاني‌ اولياء خدا:صَبَرُوا أَيَّامًا قَصِيرَةً، أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً.

يكايك‌ از صفات‌ و نعوت‌ متّقيان‌ كه‌ مولَي‌الموالي‌ أميرمؤمنان‌ عليه‌ السّلام‌ دربارۀ آنان‌ در خطبۀ هَمّام‌ بيان‌ مي‌فرمايند، در اين‌ مرد الهي‌ مشاهَد و محسوس‌ و ممسوس‌ و ملموس‌ بود:

أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا.

اينست‌ زندگي‌ وارستگان‌ و آزادگان‌ از اسارتِ نفس‌ امّاره‌، و به‌ پرواز درآمدگان‌ در حريم‌ قضاء و مشيّت‌ الهيّه‌، و سرسپردگان‌ به‌ عالم‌ تفويض‌ و تسليم‌ و رضا.

 

چقدر استاد ما از اين‌ شعر خوشايند بودند كه‌:

منم‌ كه‌ شُهرۀ شهرم‌ بعشق‌ ورزيدن‌ 

منم‌ كه‌ ديده‌ نيالوده‌ام‌ به‌ بد ديدن‌

به‌ مي‌ پرستي‌ از آن‌ نقش‌ خود بر آب‌ زدم‌

 كه‌ تا خراب‌ كنم‌ نقش‌ خود پرستيدن‌

وفا كنيم‌ و ملامت‌ كشيم‌ و خوش‌ باشيم 

كه‌ در شريعت‌ ما كافري‌ است‌ رنجيدن

به‌ پير ميكده‌ گفتم‌ كه‌ چيست‌ راه‌ نجات

بخواست‌ جام‌ مي‌ و گفت‌ راز پوشيدن‌


گفتاری از مرحوم علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی ره منبع

مقایسه نهج البلاغه با خطبه حضرت زهرا علیها السلام[۱] - آیت الله جوادی آملی

ادامه نوشته

محبوب ترین زنان نزد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

در جوامع اسلامی آمده است که محبوب ترین زنان نزد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (علیهاالسلام) و محبوب ترین مردان نزد آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم)، امیر المؤمنین(علیه‏السلام) بود.  البته معلوم است پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) که خود حبیب خداست، دوستی آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) میزان تعیین کنندهٴ محبوبیت انسان ها نزد خداست و در حدیث دیگر چنین آمد: … و کانَتْ إذا دَخَلَتْ علی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) قامَ إِلیها فَقَبَّلها وَ أَجلَسَها فى مَجلسِهِ ؛ یعنی هر وقتی فاطمه (علیهاالسلام) وارد می شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جای خود برمی‏خواست و به سوی حضرت زهرا(علیهاالسلام) می رفت و او را می بوسید و به جای خود می‏نشاند. نکتهٴ مهمّ آن است که درحدیث مزبور نیامد قامَ لَها بلکه چنین می‏گوید: «قام اِلیها»، میان این دو تعبیر فرق عمیقی است.

حضرت آیت الله جوادی آملی، کتاب سروش هدایت، ج۲،ص۲۲۷ «مقاله فاطمه مظهر رضایت و غضب الهی»

مصاحبه با استاد دکتر مهدی گلشنی - مطالب بخش آرشیو وبلاگ

منبع jamejamonline.ir


استاد دکتر مهدی گلشنی

 استاد دانشگاه صنعتي شريف ، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، رئيس پیشین پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي. اينها چندي از حوزه هاي فعاليت اين روزهاي دکتر مهدي گلشني است که به عنوان «چهره ماندگار» فيزيک ايران سال 81از خدماتش تجليل و قدرداني شد.
پيش درآمد مصاحبه هاي ويژه جام جم هميشه عطر و شخصيت خاصي داشته. حالا پس از چند فصل وقفه ناخواسته ، از شما مخاطبان گرامي مي پرسيم واقعا چه کلماتي مي توان از توفيق خدمتگزاري دوباره به شما گراميان گفت:
شادانيم و شاکر! از حضرت خواجه مدد مي گيريم که فرمود: آن عاليه خط گر سوي ما نامه نوشتي
گردون ورق هستي ما در ننوشتي
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتي.


رنگ سيدي (سبز) لباستون قربه الي اللهه؟
نه قربه الي الله نيست. من رنگهاي متنوع را دوست دارم.

از حساسيت هاي سليقه؟
به رنگ حساسيت دارم. غير از سبز، بعضي رنگهاي ديگر را نيز خيلي دوست دارم.

رنگي که شايد علاقه ندارين؟
به چيزهايي که بي رنگه ، شايد علاقه نداشته باشم.

تاثير «رنگي» ازدواج در سليقه تون؟
اتفاقا محيط زندگي ما بعد ازدواج از خيلي جهات الهام بخش بوده ، ولي خودم هم از تنوع خوشم مي آد.

سليقه همسرتون چطور؟
ذوق هنري خاصي دارند، بسيار خوش سليقه اند.

در انتخاب شما هم سليقه به خرج دادن؟
من نبايد قضاوت کنم.

جمله اي که هميشه درباره شما مي گن؟
«عزيزم »، و من نيز همين لفظ را به کار مي برم.

کادوهايي که شما براشون تهيه مي کنين؟
متفاوته ، از لباس تا جواهر.

کادوهايي که ايشان...؟
بيشتر لباس بوده.

فضاي منزلتان در يک زمان بخصوص مثلا روز مادر؟
با همه بچه ها دور هم جمع مي شيم، هديه هامونو مي ديم و عکس مي گيريم.

چي فکر مي کنين ، خوش عکسين؟
بعضي وقت ها خوبه ، بعضي وقت ها نه.

شيوه امپراتوري شما در منزل؟
امپراتوري در کار نيست همه توي يک اتاق کار مي کنيم و در همه کارها با يکديگر مشورت داريم.

وقتي بقيه بچه ها هم هستن و تلويزيون روشنه...؟
من مطالعه مي کنم ، علي الاصول تلويزيون نمي بينم. گاهي استثناست.

آخرين بحث ، مثلا ديشب؟
ديشب کامپيوترمون خراب شده بود. براشون توضيح دادم که ويروسي ظاهرا اذيت کرده.

اين شعر حضرت حافظ: قدر وقت ارنشناسد دل و کاري نکند؟
نمي تونم بگم واقعا. وقت تلف شده نمي بينم.

دوستايي که ازشون الهام گرفتين؟
بايد فکر کنم ، الان حضور ذهن ندارم.

بيشترين فعاليتتون کار گروهي بوده يا...؟
بوده. من خيلي ازش لذت مي برم.

تکليف لحظات خلوت چي مي شه؟
من لحظه خلوت ، کم مي بينم. ذهنم اين روزها و سالها بيشتر مشغول مسائل علمي و ملي بوده.

مساله مهم ملي که ذهنتون درگيرشه؟
تضعيف هويت علمي و ملي يه. اقبال بيش از اندازه بعضي ها به غرب و ندانستن اين که خودمون چه ذخايري داريم.

مساله مهم بعدي؟
مساله بي نظمي که در همه سطوح محيط ما حاکمه.

مساله مهم ديگه اي که در سالهاي اخير تشديد شده؟
در بسياري برنامه ها اولويت مطرح نيست. بي توجهي به منافع جامعه.

نخبه کشي؟
توي محيطمون بشدت هست.

از حسادتها و حسودها؟
خودم نمي تونم قضاوت کنم ، ولي در موردم حق کشي بسيار شده.

نتيجه اين وضعيت وحشتناک؟
عدم حاکميت شايسته سالاري.

درباره چي خيال تون راحته؟
دغدغه هايم را تمام نکرده ام.

ازجمله دغدغه ها؟
يکيش مدلي يه که علم در اين مملکت ترويج شده.

فرياد کردن «درد مشترک»؟
افکار مسموم در اين قضيه زياده و ذهن دانش پژوهان ما آشفته است.

چه چيزي راه نجات نيست؟
صرفا پياده کردن الگوهاي غربي ؛ چون نه تنها علم ما پيشرفت نمي کند، بلکه فرهنگ اصيلمان نيز از دست مي رود.

يک «بايد» اصولي؟
بايد حکمت را به نحو حداکثر فرابگيريم.

توجه به خويشتن خويش؟
فکر کنيم مي توانيم نظريه پردازي جديد بکنيم و آن تمدن درخشاني را که داشتيم ، در سطح روز پياده کنيم.

جايگاه ما در اين جهان پرتلاطم خطرناک؟
به نظرم بايد تغييري اساسي در نگرشمان به علم و اولويت هاي مملکت حاصل شود.

و... اگر نشود؟
محو خواهيم شد. اکتاويو پاز مي گويد: ما از تاريخ به بيرون پرتاب شده ايم! دقيقا ما همان طوري شده ايم. اين بازگشت به خويشتن شعار مطلوبيه واقعا.

يک معيار براي علم آموزي؟
در اسلام يه چارچوب جهان بيني داريم که بايد حکمت را حتي از مشرکان و اهل نفاق بگيريم.

مشکل کار کجاست؟
{چيزهايي} به اسم علم غربي تزريق شده ، اما حقايق علمي نيست. فلسفه هاي اضافه شده به علم است.

اين روزها: فضاي علوم انساني ما؟
بشدت تحت تاثير مد.

علوم انساني ما اگر از بين بره؟
علوم محض هم رشد نخواهد کرد.

فضيلت و شان علوم انساني؟
فرهنگ سازه. با فرهنگي که مي سازه باعث مي شه علوم محض شکوفا بشه.

رياست پژوهشگاه علوم انساني چطور؟
به علت وجود بعضي شرايط که شايد تشخيص داده اند مناسبه. من به علوم انساني علاقه مندم.

انسان؟
موجود چند بعدي.

علوم انساني؟
علوم محض را بدون علوم انساني واقعا ناقص مي دانم.

آخرين کار فکري ديشب؟
آماده کردن مقاله براي کنفرانس اندونزي. حتما با بحث ما موضوعيتي داره: اين که کار علمي را بدون توجه به انسان يا با عنايت به او دنبال مي کنيد.

انسان مولوي آيا يافتني يه؟
بله ولي کميابه. النادر کالمعدوم! انسان هاي خوب هستند ولي کمتر شناخته مي شوند، چون رياکار نيستند.

انسان شما؟
فکر مي کنم انسان يک موجود بسيار عظيم است ، اگر از ظرفيت هايش استفاده بکند.

چيزي که درباره انسان همواره در ذهن شماست؟
مي تواند از چارپايان پست تر بشه.
انسان يک موجود غيرعادي يه ، ولي متاسفانه غافله.

آيه «لفي خسر»؟
علي الاصول ، انسان ها بازنده اند، مگر اين که دنبال حق و... باشند.

شعر بار ديگر از ملک پران شوم؟
به نظرم نهايتي براي عروج انسان نيست.

انسان و دستاوردهايش؟
مسلمه که عالم ، عالم مکافاته.

از پاداش هاي رفتار انسان؟
ذخايري در انسان ها هست که اگر قدرش را ندانند خدا از آنها مي گيره.

امکاناتي که شما قدرش را دانسته ايد و خدا برکت داده ؟
همواره اميدوار بوده ام ، نگاه روشني به آينده داشته ام.

با وجود نامطلوب بودن فضاي اجتماعي در بعضي شرايط. قضاوت خودتان از خودتان؟
راضي هستم از مسيري که طي کرده ام.

وقتي ناملايمات آنقدر سنگينه که...؟
چاره اي جز صبر نيست.

درباره مواقعي که به طور ناگهاني شرايط تغيير کرده؟
پشت نوميدي هاي موقت همواره نور اميدي بوده.

از دوستانتان در عالم ملکوت؟
نمي دونم. ارزيابي ما با خداونده.

گزينش همنشين آخرت؟
صالحين.

اسم نمي برين؟
چرا اميدوارم بتوانم از پرتو اميرالمومنين بهره هايي بگيرم. من علاقه خاصي به امام علي ع دارم.

آن بزرگواران شگرف؟
اينها غيرعادي هستن.

وقتي کلام ائمه (و امام علي ع) را مي خوانيد، سلوک شان را در مي نگريد؟
اصلا نمي بينيد بشر معمولي را و از آن حسابها کنيد اصلا نمي توانيد.

الگويي براي تبعيت ، ولو يک در هزار؟
واقعا اميرالمومنين. تمام زندگي شون استثنايي يه.

فريادي از زلال احساس؟
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري.

فلاش بک به فضاي خانواده؟
يکي شان دکتري علوم سياسي مي خواند. ديگري داروسازي ، يکي تحصيل دکتري آمار و يکي تازه تحصيل پزشکي را شروع کرده است.

چقدر از شما حرف شنوي دارند؟
خيلي. ما خيلي محيط صميمانه خودماني داريم.

از خصوصيات شون؟
با کمال شجاعت هر حرفي دارند مي زنند. استدلال مي کنند.

تاثير شما در انتخاب رشته شان؟
آزادشون گذاشتم. البته مشورت کردند.

مد؟
اصلا اعتقاد ندارم.

و... بچه ها؟
نه اهل مد، نه اهل خارج رفتن.

و چرا از ايران نرفتن؟
فرهنگي که درش بار آمدند، علاقه به فرهنگ ديني و ملي بوده.

حتي در حد يک ايده هم مطرح نشده؟
اصلا يک بار هم صحبت رفتن نبوده.

سابقه توپ و تشر شما به آنها؟
تذکر ممکنه ، ولي کمال احترام را برايشان قائل بوده ام.

آنها هم حرمت پدري را حفظ کرده اند. رفتارشان در منزل ؟
خوب بوده.

مهمترين حادثه خوب زندگي؟
خيلي حوادث خوب بوده. غير قابل شمارشه.

حوادث بد؟
معمولا فوت اقوام و آشنايانه واقعا و حوادث غير طبيعي. شخصا حادثه بدي نداشته ام.

اينها را در اثر توفيق يا شانس مي دانيد؟
شانس نمي دانم. توفيق خدا مي دانم.

اين که مي گويند اصفهاني ها خسيس اند؟
کليت ندارد.

راز دوستي با شما؟
صداقت.

مي شه در چند کلمه خودتونو خلاصه کنين؟
علاقه به ارتقاي معنوي خويش و استقلال و سربلندي جامعه اسلامي مان دارم و حق را بر اشخاص ترجيح مي دهم.

يک قضاوت (از زبان دوستان) درباره خودتان؟
از خودشان بپرسيد.

ناراحت نشدين از اين که سوال فيزيکي نکردم؟
خير، هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد.

معيار آدم بد؟
عدم تقيد به اخلاق و بد رفتاري با ديگران.

مشخصه آدم خوب؟
اخلاق نيک ، رفتار نيک و پندار نيک.

تشخيصي که بعد فهميدين اشتباه بوده؟
گاهي اتفاق افتاده است. الان مورد خاصي را به خاطر ندارم.

شما را با کي مقايسه مي کنن؟
نمي دانم.

دلتون مي خواد با کي مقايسه بشين؟
مسلما دوست ندارم با افراد خودخواه ، شقي و ظالم مقايسه شوم.

چيزي که اذيت کننده است؟
خودخواهي و بي توجهي به ديگران ، همچنين بي نظمي حاکم در جامعه.

ايران چي داره که هيچ کجاي دنيا نداره؟
ايران خيلي نعمت ها داره که قدرش را نمي دونه.

اگر کسي از شما برنجه ، چه جوري دلش را به دست مي آرين ؟
اگر خطايي کرده باشم ، با صراحت عذرخواهي مي کنم.

در مقام دوستي ، چه جوري ابراز محبت مي کنين؟
با ابراز صداقت و مهر.

اگر کداميک از ژنها را نداشتيد، مهدي گلشني نمي شدين؟
نمي دانم.

نصيحت يک بزرگتر به جوانترها؟
قدر خودشان را بدانند، فکر کنند و تابع مد نباشند.

اصفهان و رنگ آبي؟
به هر دو علاقه دارم.

اين شعر: اصفهان پر از طنين کاشي آبي بود؟
نمي دانم.

از شباهت هاي شما به ديگران؟
نمي دانم.

و تفاوت هايتان؟
نمي دانم.

اگر دوران باستان بود، چه کاره مي شديد؟
نمي دانم ، ولي احتمالا زندگي علمي را انتخاب مي کردم.

شهري براي زندگي به انتخاب خودتان؟
فقط به زندگي در ايران فکر مي کنم. هر کجا که شرايط کار علمي و انجام وظيفه ميسر باشد، برايم قابل قبول است.

ربط اصفهان و نصف جهان؟
نصف جهان که خيلي حرف زياديه ، ولي هر خارجي که ديده تحسين کرده.از جمله هايزنبرگ معتقد است که اين آثار تصوير و تصوري توحيدي مي ده. هر کدام از شهرهاي ايران ، بوي خاصي داره. مثلا شيراز، شهر تخت جمشيد و حافظ و سعدي است.

جاهايي که متعلق به شما نيست؟
کشورهاي غيراسلامي.

مکه؟
احساس معنوي خيلي شديد، فارغ از دنيا.

الهام گرفتن از غرب؟
غرب يه چيزش براي من مطلوب بوده و آن نظم حاکم بر زندگي شان است.

يک حسرت؟
همواره غبطه خورده ام چرا در ديار ما چنين نيست ، در صورتي که توي فرهنگ ما هست.

اين فرهنگ کي فعال مي شه؟
تا وقتي اصالت ملي حاکم نشه ، جلو نمي ريم.

از راه هاش؟
بايد افراد بتونن براي خودشون تصميم بگيرن.

تا حالا تونستين مثلا با يک راننده يا... همکلام و هم صحبت بشين؟
بله. صرف شغل ، فرهنگ را تعيين نمي کنه. وقتي فرهنگش را داره لزومي نداره هم سطح شما باشه.

شده هزار تومن کرايه بدين و بقيه اش برنگرده؟
زياد، ولي هيچ وقت بحث نکرده ام. ولي به هر حال ، يک مساله اي هست!مساله اينه که سست شدن ضوابط اخلاقي را مي بينيد.

بزرگترين تاسف؟
در مدارس و دانشگاه هاي ما تربيت فراموش شده. تعليم بيشتر تاثير روي محيط ما داشته.

و... بزرگترين خوشحالي شخصي؟
برنامه هاي مثبتي که داشته ام به نتيجه رسيده است.

و خوشحالي بزرگترتان براي جامعه؟
ببينم ، چيزي پيش آمده که به نفع جامعه است.

بزرگترين سپاسگزاري تان از خدا؟
مواهبي که بهم داده ، فرصتهايي که فراهم کرده ، تا بعضي کارهايي که فکر مي کنم موثره ، انجام بدم ، همسر و فرزندان صالح.

از بزرگترين مواهب الهي؟
مسلما همسر خوب يکي از مهمترين چيزها بوده ؛ پدر و مادر خوب ، اولاد خوب.

شما و پدرتان؟
خيلي توجه به تربيت من داشت و انجام کارهايي که دلم مي خواست.

يک اداي دين؟
خيلي خودم را مديون ايشان مي دونم. همواره به يادشونم. قرآن و فاتحه... در هر زيارتي هيچ وقت فراموششان نمي کنم.

شغلشان؟
تجارت.

بزرگترين پشتوانه؟
ايمان ديني.

چه سوالي نپرسم؟
چيز خاصي به ذهنم نمي رسه.

دوست دارين چه چيزي را فراموش کنين؟
درباره آن فکر نکردم.

الان روي چي فکر مي کنين ، خداحافظي يا...؟
مي گفتن يکي دو نفر وقت نوبتشونه ، ولي به خداحافظي فکر نمي کردم.

 

عالم گرفته فر و شكوه از جمال علم ... تقدیم به استاد دکتر مهدی گلشنی

استاد دکتر مهدی گلشنی

عالم گرفته فر و شكوه از جمال علم*******  عالم نشانده در دل و جانش نهال علم

چيند كمال، عالم فرزانه زين نهال********* تا خود شود مگر سببي بر كمال علم

در پهنه ي سعادت و بهروزي بشر ******** بي شك بود ديانت و تقوي دو بال علم

شكر و سپاس من به اساتيد متقي *******  دلبستگان پرورش و انتقال علم

 

 

به خود بياييم  ... نامه ای از دکتر احمد کتابی

دکتر احمد کتابي، عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني با ارسال يادداشتي به «تابناك» نوشت:

 جناب آقاي دکتر عماد افروغ    متن نامه آقای دکتر عماد افروغ

يادداشت شما را که در واقع در دفاع از ساحت علم و منزلت عالم (و نه در دفاع از شخص دکتر گلشني) نگاشته شده بود خواندم و در عين تاثر و تاسف از اينکه هنوز رسم نيکو و انساني حق شناسي و وفاداري و حفظ حرمت بزرگان و پيش کسوتان در ميان مردم اين آب و خاک کمابيش زنده مانده است، خشنود و اميدوار شدم. به نظرم رسيد من هم حداقلِ وظيفه‌اي را بر عهده دارم. يادداشت زير به انگيزه احساس اين وظيفه نوشته شده است.

روز سه‌شنبه وقتي به پژوهشگاه قدم گذاردم، مشاهده چهره‌هاي گرفته و مغموم همکاران يکباره مبهوتم کرد. وقتي علت را جويا شدم معلوم شد از دفتر وزارتي به شخص دکتر گلشني ابلاغ گونه اطلاع داده‌اند که مراسم توديع شما روز شنبه برگزار مي‌شود. طبعا با شنيدن اين خبر، مثل قاطبه همکاران، غرق اندوه و تاسف شدم؛ ولي تاثر و تاسف من، با توجه به بيش از نيم قرن سابقه آشناييم با دکتر گلشني و مراتب والاي فضل و فضيلت او از گونه‌اي ديگر بود.

52 سال قبل من، در دبيرستان ادب اصفهان، سال ششم ادبي را مي‌گذراندم و دکتر گلشني سال ششم رياضي را. در آن سال دکتر گلشني مثل هميشه، شاگرد اول شد و در تمام دروس رياضي و علوم پايه حائز بهترين نمره‌ها گرديد و شگفت انگيز تر اين که در درس ادبيات هم بهترين نمره را آورد.

خوب به ياد دارم که در آن سال، از طرف وزارت فرهنگ وقت مسابقه ادبي براي محصلان همه استان‌ها برگزار شد. در اين مسابقه ادبي، مهدي گلشنيِ محصل رشته رياضي در سراسر استان اصفهان حائز رتبه اول گرديد و به عنوان برگزيده استان اصفهان براي شرکت در مرحله دوم مسابقه به تهران اعزام گرديد. وي، اين بار در سراسر کشور رتبه اول را کسب کرد.

در همان سال من عصر‌ها، در يکي از مدارس قديمي (حوزوي) اصفهان جامع المقدمات مي‌خواندم ولي مهدي گلشني محصل ششم رياضي در سن 18 سالگي متن بسيار دشوار منظومه حکمت حاج ملاهادي سبزواري را نزد يکي از استادان بزرگ فلسفه اصفهان تلمذ مي‌کرد.

دکتر گلشني بعدها به دانشکده علوم دانشگاه تهران رفت و در آن جا نيز با موفقيت تمام حائز رتبه اول گرديد و متعاقباً عازم آمريکا شد و در دانشگاه معتبر برکلي دکتراي فيزيک خود را با درجه ممتاز اخذ کرد. با وجود آن که از طرف دانشگاه مزبور و موسسات ديگر انواع امتيازات مادي و معنوي براي ماندن او در آمريکا با اصرار به او پيشنهاد مي‌شد، به شوق خدمت به ميهن به ايران بازگشت و در دانشگاه صنعتي شريف شاغل گرديد. و اکنون بيش از 30 سال است که هزاران شاگرد شايسته را که از ميان آنها چندين نسل از مبرزترين استادان دانشگاههاي داخل و خارج کشور و تعداد کثيري از متخصصان و سرآمدان علوم پايه برخاسته‌اند، پرورش داده است. در ميان خدمات علمي بي شمار وي، بايد به تاسيس رشته فلسفه علم در دانشگاه شريف اشاره کرد.

با اين تفاصيل، آيا شايسته است که با دانشمندي که از نظر علمي در سطح جهان در رشته تخصصي خود از چهره‌هاي مشهور و سرآمد محسوب مي‌شود و در ايران نيز شايد نظائر او از تعداد انگشتان دست فراتر نرود اين گونه برخورد شود؟ آيا سزاوار است نسبت به عالمي که صرف نظر از رشته تخصصي خود، به تصديق اهل فضل، در علوم انساني و معارف اسلامي از تبحر و تسلط شگفت انگيزي برخوردار است اين گونه بي مهري صورت گيرد؟ آخر از اين درد جانسوز بايد به کجا شکوه برد که در جمهوري اسلامي ايران که دينداري محور همه امور اعلام مي‌شود، با " چهره ماندگار علمي" و عضو پيوسته فرهنگستان علوم و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي که سراسر عمر پربرکت خودرا صرف تلفيق دين وعلم کرده و با نوشتن کتابها و مقالاتِ متعدد و برگزاري کنفرانس‌هاي متعدد در داخل و خارج کشور در راه احيا و گسترش تفکر ديني در محيط‌هاي دانشگاهي از جان مايه گذاشته است و در زمينه علم و دين در داخل کشور فرد منحصر به فرد و يا لااقل از افراد بسيار برجسته و در سطح جهاني از معدود شخصيت‌هاي بنام و شناخته شده به شمار مي‌رود به جاي تشويق و تجليل بي حرمتي روا داشته شود؟ آيا معناي شايسته سالاري و احترام به علم و عالم که اين همه از آن سخن مي‌رود اين است؟ و بالاخره آيا در برابر خداوند متعال در برابر جفايي که- ان شاء الله نادانسته- در حق اين عصاره فضل و فضيلت روا داشته مي‌شود، مي‌توانيم پاسخگو باشيم؟

به خود بياييم و تا فرصت از دست نرفته است اشتباه يا سوء تفاهم پديد آمده را جبران کنيم، که به قول گاندي اذعان به اشتباه و تلاش در رفع آن، نه تنها نشانه ضعف نيست که علامت توانمندي روح است. يقين داشته باشيم که جامعه علمي کشور و آيندگان هرگز بي حرمتي و ناسپاسي به ساحت دانش و دانشمنداني را که با تمام وجود به زيور دينداري عالمانه مزينند، نخواهد بخشيد.

منبع - اینجا را کلیک نمایید.

 

دانلود کتاب

 

 

دانلود رایگان کتاب از کتابخانه الکترونیکی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی

دكتر كريم مجتهدي:مبادلات فرهنگي غرب در قرون وسطي، زمينه ساز استعمار بود

* شناخت غرب، غربي شدن نيست!
دكتر كريم مجتهدي در ادامه اين نشست به طرح ديدگاه هاي خود پرداخت و گفت: شناختن غرب، غربي شدن نيست. غرب شناسي خودشناسي است به اين معنا كه خودمان را در مقابل مان و در آينه  غرب  بينيم.
كريم مجتهدي با اشاره به بحث شناخت گفت: بحث ما در بررسي غرب بحث «شناخت» است. «شناخت» غربي ها از شرق و بالعكس، قصد و غرض مي خواهد، يعني ما بايد «قصد شناخت» داشته باشيم. اگر از اين لحاظ بخواهيم غرب را مورد بررسي قرار دهيم مي بايست به زمان تجديد حيات فرهنگي در غرب يعني حدود قرن 16 برگرديم.
مؤلف كتاب «فلسفه نقادي كانت» درادامه با اشاره به زمان مطرح شدن غرب شناسي و شرق شناسي گفت: غرب شناسي بعد از قرن 16 و با پيشرفت راههاي دريايي مطرح شد. اين اتفاقات البته جنبه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي هم داشت. اولين لغتنامه هاي فارسي انگليسي اواخر قرن 16 منتشر شد.
پيش از دكارت، گلستان سعدي و انوار سهيلي به اروپا شناسانده شده بود و بالزاك از هزار و يك شب تأثير پذيرفته بود. ويكتور هوگو هم به عطار و منطق الطير نظراتي داشته است اين اتفاقات تصادفي نيست.
مؤلف «فلسفه در قرون وسطي» ادامه داد: آنها وقتي مبلغان مسيحي را در دوران مغولها به ايران مي فرستند اطلاعات ايران را مي برند. اين اتفاقات يا مبادلات خواه اقتصادي تجاري، فرهنگي در حال آماده سازي براي استعمار بوده است. در آن روزگار مسأله اي تحت عنوان غرب مطرح نبوده است. در آن زمان مسأله دو صورت وجود داشته است از طرفي مسلمانان بوده اند و طرف ديگر مسيحيان، اما ما بدون اينكه بدانيم در زمان صفويه وارد جنگ عثماني مي شويم و اين جنگ خواه ناخواه ما را وارد جنگ اروپا مي كند.
مؤلف كتاب «فلسفه تاريخ» ادامه داد: ما هيچگاه كوشش نكرديم متوجه شويم با چه كساني رو به رو هستيم اما آ نها اين كار را كردند. ما اهميت سلاح و نظامي گري آن را فهميديم اما به ساير موارد توجهي نكرديم.
مولف «دكارت و فلسفه او» ضمن اشاره به زيربناهاي صنايع و فعاليت غرب تصريح كرد: ما براي فهميدن قدرت و صنايع غربي مي بايست زيربناي فكري آنها را بشناسيم. زيربناي فكري در عميق ترين صورت اش در فلسفه متبلور مي شود. غرب فقط صنايع، تكنولوژي، سينما و... نيست، غرب تفكرات و تفكر همان فلسفه است.
دكتر مجتهدي يك شكل از راهكار در مقابل اين جريان را حركت جمعي دانست و افزود: به نظر من هيچكس نمي تواند ادعا كند كه با چند مقاله و كتاب مسايل را حل كرده است. ما بايد دسته جمعي و همه با هم باشيم و همت و دقت عمومي كنيم تا به مرور بتوانيم انديشه را بارور كنيم.