اميران علم و فرمانروايان سخن

عالِم، محيط بر علم است و جاهل، محاط به جهل. يكي در احاطهي ناداني و جهالت خويش زنداني است و ديگري با احاطه بر حقايق هستي تا بدانجا پيش ميرود كه امير كلام و فرمانرواي علم گشته، همچون امير مؤمنان (عليهالسلام) با اشاره به سينهي سينايي خود ميفرمايد: "ها إنّ ههنا لعلماً جمّاً لو أصبتُ له حملة"(1) و نيز هموست كه خاندان عصمت و طهارت را اميران سخن ميخواند؛ "إنّا لأُمراء الكلام".(2)
اين حقيقت، دربارهي همهي انبيا و وارثان معصوم آنان صادق است و در مرتبهي بعد، شاگردان فرزانه و با تقواي آنان نيز از اين حقيقت اصيل، طرفي ميبندند و بهرهاي ميبرند؛ يعني عالمان صالح نيز بالتبع، از شمار اميران علم و فرمانروايان سخن هستند؛ از اينرو، به خوبي ميدانند كجا سخن بگويند و كجا خاموش بمانند و در صورت انتخاب صمت و سكوت، تا چه زماني صامت باشند و دربارهي چه مطلبي سكوت نمايند و در برابر كدام مخاطبي دم فروبندند و در چه مكاني خموشي گزينند و در صورت نطق و بيان چقدر گويا باشند و راجع به چه مطلبي سخن بگويند و در قبال كدام مستمعي لب گشايند و در چه مكاني گويايي را برگزينند.
از اين رو امام صادق (عليهالسلام) دربارهي حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه رأس اين اسره و سرسلسله خاندان عصمت و طهارت (عليهالسلام) است، فرمود: "ما كلّم رسول الله العباد بكُنه عقله قطّ"(3)؛ يعني پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) در همهي عمر پر بركت با كسي به عمق عقل و به ژرفاي علم خويش سخن نگفت؛ بلكه هماره به وسعت فهم مخاطب و به اندازهي ظرفيّت مستمع گويا ميشد؛ ليكن اهل بيت معصوم آن حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) مستثنا بودند و هر چه آن ذات مقدس ميفرمود، ميفهميدند و درست تلقّي ميكردند؛ زيرا ريشهي همهي آنان نور واحد بود؛ از اينرو، برخي از شارحان بزرگوار اصول كافي، خاندان معصوم وحي را استثنا كردند.(4)
2 ـ همان، خطبهي 233.
3 ـ كافي، ج1، ص23، ح15.
4 ـ شرح اصول كافي، صدرالمتالهين.
مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 162) به نقل از : سايت حضرت آيت الله جوادي آملي
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××