عبادت‌هاي گوناگون انسان كه جلوه‌هايي از عبوديت او به شمار مي‌آيد، همگي از نگاه قرآن‌كريم، قرض‌الحسنه است؛ يعني ظاهراً انسان از خود مايه مي‌گذارد و چيزي پرداخت مي‌كند تا معادل آن دريافت نمايد و به ديگر بيان، از انبار توانمندي‌هاي خود برمي‌گيرد و در مزرعه‌ي‌ عمل مي‌افشاند تا در قيامت برداشت كند؛ چنان‌كه كشاورز از انبار و خزانه‌ي‌ خود برمي‌دارد و در كشتزار مي‌كارد تا پس از مدّتي چند برابر درو كند؛ پس عبادت‌كنندگان خدا به بازاري رونهاده‌اند كه داد و ستد‌هاي آن پر رونق و ربح و بهره‌هاي آن فراوان است و اين، حاصل نِگرشي متوسّط و فهمي متعارف از آيات مربوط به اين بحث است.
دقت بيشتر در معامله‌ي‌ انسان با خدا ما را به حقيقتي برتر و زيباتر راهنمايي مي‌كند و آن اينكه مشتريِ اين بازار، يعني خداي سبحان از آدمي مي‌خواهد كه خود را بسان شاهد بازاري، در اين عرصه‌ي‌ تجارت عرضه كند و جان خويش را افزون بر اموال خود، در معرض معامله‌ي‌ با خدا قرار دهد؛ "إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أَموَ لَهُم بأنّ لهم الجنّة"؛(1)ولي در اين صورت نيز تفاوتي عميق ميان اين تجارت با ديگر داد و ستدها وجود دارد؛ زيرا در بازارهاي گوناگون، هر داد و ستدي حداقل با اين دو ويژگي همراه است: 1. دو چيزِ مورد معامله، هر دو از امور وجودي است؛ يعني يا كالا با كالا مبادله مي‌شود يا كالا با پول يا كالا و پول با خدمات و.... 2. دو شيء مورد معامله، يعني عوض و معوّض يا ثمن و مُثمن يا كالا و بهاي آن، در دست يكي از طرفين معامله جمع نمي‌شود؛ بلكه يكي از آن دو نفر كالا را مي‌برد و ديگري بها را.
اين دو ويژگي در تجارت انسان با خداي سبحان به گونه‌اي ديگر است؛ زيرا اولاً دو مورد معامله وجودي نيست؛ بلكه يكي وجودي و ديگري عدمي است؛ چون آنچه انسان مي‌دهد نقص‌ها و عيب‌هاي خود چون جهل، بخل، حرص، حسد و... است كه همگي عدمي است و آنچه مي‌گيرد ملكات انساني و صفات بهشتي است كه از برجسته‌ترين حقايقِ وجودي به شمار مي‌رود. ثانياً عوض و معوّض، هر دو بهره‌ي‌ انسانِ معامله‌گر با خداست؛ زيرا نه تنها آنچه را پرداخته دوباره به دست مي‌آورد، بلكه ده برابر آن را باز‌پس مي‌گيرد؛ "من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها".(2)

1 ـ سوره‌ي‌ توبه، آيه‌ي‌ 111.
2 ـ سوره‌ي‌ انعام، آيه‌ي‌ 160.
مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 42)
09/06/84