دكتر مهدي گلشني: فلسفه نقش عميقي در نظريه پردازي دارد
دكتر مهدي گلشني:
فلسفه نقش عميقي در نظريه پردازي دارد
فلسفه نقش عميقي در نظريه پردازي دارد
تهران- خبرگزاري كار ايران
علم بدون بعضي تعميمها جالب به نظر نميرسد و فلسفه فارغ از علوم طبيعي تاثير محدودتري دارد.
علم بدون بعضي تعميمها جالب به نظر نميرسد و فلسفه فارغ از علوم طبيعي تاثير محدودتري دارد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, در نشست بايستگيهاي كنوني فلسفه در عرصه پژوهشي , "دكتر مهدي گلشني" , رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با عنوان "جدايي ناپذيري علم از فلسفه" گفت: در دو قرن اخير دانشمندان علوم تجربي عمدتا ملاحظات فلسفي را كنار گذاشتهاند و حتي در بعضي از محافل علمي با ابراز انزجار به اين گونه ملاحظات نظر مي افكنند. اما واقعيت اين است كه مشتغلان به علوم تجربي نتوانستهاند ملاحظات فلسفي را كنار بگذارند و بلكه خواسته يا ناخواسته به طرق مختلف از فلسفههاي خاص متاثر شده اند .
وي درباره تاثر دانشمندان علوم تجربي از مكاتب خاص فلسفه اظهار داشت: براي نشان دادن اين مطلب كافي است كه به تاثير عميقي كه پوزيتيويسم منطقي در نيمه اول قرن بيستم بر فيزيك كوانتومي گذاشت، توجه كنيم, اصل فوق علمي " اكتفا به كميات مشاهده پذير " يك اصل حاكم بر فيزيك كوانتوم بود كه باعث شد بعضي از اصول و نظريههاي مقبول قبلي مورد ترديد قرار گيرد. همچنين فلسفه طبيعت گرايي حاكم بر اذهان بعضي از زيستشناسان , آنها را به اين سوق داد كه هر امر ماوراء الطبيعي را منكر شوند و همه چيز از جمله اخلاق را در پرتو طبيعت گرايي "دارويني" تعبير كنند. در حقيقت غالب نتايج عامي كه در علوم تجربي معاصر ادعا شده است با توسل به يكي از مكاتب فلسفي , خصوصا مكاتب تجربه گرا , بدست آمده است .
گلشني با اشاره به تاثر فلاسفه از يافتههاي علم جديد ,خاطر نشان كرد: بسياري از فلاسفه معاصر يافته هاي علم جديد را بكار برده اند كه ديدگاه هاي فلسفي خود را تاييد كنند از جمله برخي از فلاسفه متاله از يافته هاي كيهانشناسي معاصر به عنوان صغراي برهان بر وجود خداوند استدلال كرده اند . مثلا اصل آنتروپيك كه حاكي از تنظيم ظرفيت ثابت هاي طبيعت است , به عنوان صغراي برهان نظم بر وجود خداوند بكار رفته است .
وي افزود: از طرف ديگر بعضي از فلاسفه ملحد , كه اصرار بر انكار خداوند دارند, كوشيده اند با استفاده از بعضي نتايج جزئي علوم زيستي , بي نيازي طبيعت از خداوند و علوم تجربي از ماوراء الطبيعه را استدلال كنند و البته در استدلالات آنها مفروضات فلسفي طبيعت گرايانه نهفته است .
گلشني در پايان سخنانش گفت: در قرن حاضر , هم علما شديدا از فلسفه هاي رايج متاثر شده اند و هم فلاسفه از يافته هاي علوم بر صحت ادعاهايشان استدلال كرده اند . در اينجا ممكن است گفته شود كه هيچ كدام از اين دو الزامي به استفاده از دانش ديگري نداشته اند, اما واقعيت اين است كه علم بدون بعضي تعميم ها جالب به نظرنمي رسد و فلسفه فارغ از علوم طبيعي تاثير محدودتري دارد. امر مهمي كه در چند دهه آخر قرن بيستم روي داد اين بود كه بعضي از بزرگان علم , چه در حوزه علوم فيزيكي و چه در حوزه علوم زيستي , متوجه نقش عميق فلسفه در نظريه پردازي شدند و در نتيجه در چند دهه اخير به كرات مقالات و استدلالات فلسفي را در مجلات علمي ملاحظه مي كنيم .
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۵/۲۷ ساعت توسط وبلاگ تاريخ و تحقيق
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××