يا رب ز بخت ماست که شد ناله بی اثر سعديا گر بكند سيل‌ فنا خانۀ دل *** دل‌ قوي‌ دار كه‌ بنياد بقا محكم‌ ازوست‌

 يا هر گز آه و ناله و زاری اثر نداشت

 زان بی نشان ز هر که نشان جستم ای عجب

 ديدم چو من ز هيچ نشانی خبر نداشت

 گفتم علاج غم به دعای سحر کنم

 غافل از اينکه تيره شب ما سحر نداشت

 دردا که دوش طاعت سی سال خويش را

 دادم به می فروش به يک جرعه بر نداشت

 دنيا و آخرت همه دادم به عشق وبس

 شادم که اين معامله يک جو ضرر نداشت

 گر ترک عشق کرد صفايی عجب مدار

 بيچاره تاب محنت از اين بيشتر نداشت .    مرحوم ملا احمد نراقی