«داستایفسكی، آثار و افكار» عنوان كتابی از دكتر كریم مجتهدی است كه در آن نگاه فلسفی و معرفتی به یكی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان جهان دارد. در همین رابطه رادیو گفت‌وگو در برنامه بدون خط‌خوردگی خود در گفت‌وگو با این استاد فلسفه درباره دلایل نگارش این كتاب و محتوای پرسش‌هایی را مطرح كرد، آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از این گفت‌وگو است.

چطور شد كه شما به عنوان یك استاد فلسفه به یك رمان‌نویس روی آوردید؟

فلسفه می‌تواند موضوعش را انتخاب كند، الان در تهران اعم از اینكه درست یا نادرست باشد اصطلاح فلسفه مضاعف را به كار می‌برند یعنی فلسفه‌ای كه به سیاست، ادبیات صنعت و... می‌پردازد. فیلسوف اگر محدودیت‌های زیادی داشته باشد كه دارد، ولی در انتخاب متعلق و موضوع بحث خود می‌تواند آزاد باشد.

پرداختن به داستایفسكی به عنوان یك داستان‌نویس بسیار سطح بالا و جزء 10 الی 15 داستان‌نویس مشهور جهان، اهمیت زیادی دارد و دیگر اینكه دانشجویان ما تصور نكنند فلسفه انتزاعی است و كاربرد روزمره ندارد.

در عین حال باید محتاط بود كه فلسفه را از روزمره‌زدگی دور نگه داشت و از آلوده كردن تفكر خودداری كرد، ولی در عین حال دانشجویان باید متوجه شوند درباره رمان‌نویسان، هنرمندان و... به نحو فلسفی می‌توان صحبت كرد.

در این كتاب تا حدودی زندگینامه داستایفسكی معرفی شده است، همچنین ذكر شده است كه این نویسنده در ایران، آثار و رمان‌هایش با ترجمه‌های متعدد انتشار یافته است و این استقبال خاصی از یك نویسنده است و این امر مرا ترغیب كرد كه من در حدود امكاناتم از این نویسنده رمان جنایت و مكافات، ابله، تسخیرشدگان (كمتر تفسیر شده است با اینكه یكی از رمان‌های مشهور و مهم داستایفسكی است، زیرا من بیشتر دوست دارم سازنده باشم و روحیه مثبت نشان دهم و در این كتاب این روحیه به چشم نمی‌خورد)، نوجوان و برادران كارامازوف، از جمله رمان‌های مورد تحلیل من در این كتاب هستند.

فصلی از كتاب‌برداران كارامازوف به نام مفتش بزرگ خیلی معروف است و وضع مسیحیت را در روسیه نشان می‌دهد و متنی است كه ایوان (یكی از برداران كارامازوف) در آ‌ن حضور دارد و در آن تقابل دین به صورت اصالت دینی و تظاهر دینی نشان داده شده است كه این تحلیل بسیار مهمی است و در نهایت به یادداشت‌های روزانه داستایفسكی پرداخته شده است كه نشان‌دهنده مسائلی است كه داستایفسكی را علاوه بر رمان‌هایش در مسائل روزمره جامعه روسیه مشغول كرده است (به‌ویژه در بخشی كه یك دارالتادیب را وصف می‌كند) و همه اساتید و معلمان ما باید این بخش را بخوانند.

در فصل دیگر این كتاب به افكار و وضع داستایفسكی پرداخته شده است كه این بخش بدیع كتاب «داستایفسكی، آثار و افكار» است و در آن این نویسنده با سنت آگوستین و شخصیت راسكولنیكف (قهرمان رمان جنایت و مكافات) با حضرت یوسف، یعقوب و با یكی از قهرمان‌های اساطیر یونانی (آژاكس) دارای وجوه تشابه دانسته شده است و در فصل آخر (نتیجه‌گیری) این سوال مطرح شده كه آیا می‌توان داستایفسكی را فیلسوف نامید كه جواب من به این سوال منفی است.

اگر ما فیلسوف را شخصی بدانیم كه كار دقیق علمی می‌كند و نظام‌ساز است و افكارش نظام‌مند است، داستایفسكی فیلسوف نیست اما اگر متفكر را شخصی بدانیم كه زمانه خود را به‌ نحو ملموسی درمی‌یابد و زمانه خود را منعكس می‌كند، این نویسنده می‌تواند فیلسوف باشد هرچند كه نظریه‌پرداز فلسفی نیست.

آیا داستایفسكی نگاه فلسفی به زمانه خود دارد؟

نگاه این نویسنده به صورت ملموس و به شكل مشاهده‌گر تجربی است. داستایفسكی بیشتر انضمامی می‌اندیشد اگر داستایفسكی را یك فیلسوف از نوع دسته بالا بدانیم این‌طور نیست اما اگر او را رمان‌‌نویس بدانیم جزء 10 رمان‌نویس برتر جهان خواهد بود.

 منبع