... اين پاسخ منفي چنان غمي به جانم ميريخت... ( گفتاري از ادوارد ويليام سعيد )
براي دركِ احساسِ سعيد پيرامون فلسطين به جملاتي پرمعنا از كتابِ خاطرات او تحت عنوان « بي در كجا »[1] ـ كه آنرا در دوران جدالش با بيماري سرطان خون نگاشت؛ ـ اشاره مينماييم.
او در ماه نوامبر 1998 سفري به بيت المقدس ( اورشليم ) و بعد قاهره داشت و آنگونه كه خود مينويسد در آن به كشف تازهاي نايل گرديد و آن اينكه: « شبكه شهركها و روستاهايي كه روزگاري سكونتگاه خانوادة گستردة من بود، اكنون همه مكانهاي اسرائيلي شدهاند: اورشليم، حيفا، طبريه، ناصريه، و اكرا؛ در اين شهرها اقليت فلسطيني تحت قيموميت دولت اسرائيل زندگي ميكند. در بخشهايي از ساحل غربي و نوار غزه فلسطينيان به خودگرداني و يا خود مختاري رسيدهاند، اما ارتش اسرائيل همچنان كنترلِ كامل امنيتي را در دست دارد. .... »[2]
ادوارد سعيد خود را يك فلسطيني با تابعيت آمريكايي ميدانست.[3] گذرنامة او آمريكايي و محل تولدش اورشليم بود. امري كه كنجكاوي كارمندان اسرائيلي را بر ميانگيخت: « ... به همين دليل پرسش معمول كارمندان اسرائيلي اين بود كه تاريخ دقيق خروج من از اسرائيل كي هست. در جواب ميگفتم ماه دسامبر سال 1947 از فلسطين رفتهام، و كلمة « فلسطين » را با تكيه تلفظ ميكردم. پرسش دوم اين بود كه « اين جا قوم و خويشي هم داريد؟ »، كه در جواب ميگفتم: « نه هيچ كس » و اين پاسخ منفي چنان غمي به جانم ميريخت و چنان دلم ميگرفت كه خودم اصلاً انتظار نداشتم. »[4]
[1]عنوان اصلي اين اثر عبارت است از: Out of place: a memoir . مشخصات ترجمه اين اثر چنين است: ادوارد سعيد: 1381، بي در كجا، ( ترجمه ) علي اصغر بهرامي، تهران ( چاپ اول )، انتشارات ويستار.
[2]همان منبع، ص 10.
[3]ادوارد سعيد: 1382، نشانههاي روشنفكران، ص 125.
[4]ادوارد سعيد: 1381، بي در كجا، ص 10
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××