پرسش هاي ديني همواره اصيل و بنيادين،

دين زمانی در سطح عمل مثل نماز و روزه مطرح است و زمانی نيز در سطح فکری مطرح است. وقتی دين در سطح فکری مطرح می شود، ما با مسائل وجودی سروکار پيدا می کنيم. مثلا دنيا از چه قرار است و يا من دارای چه نقشی هستم؟ از جمله سوالات کلی اين حوزه قلمداد می شوند که کم و بيش برای همه مطرح اند.
من درکتاب " ديدگاههای فلسفی فيزيکدانان معاصر" جمله ای را از ماکس بورن، که از جمله بزرگترين فيزيکدانان عصر ما بود، به اين مضمون آورده ام که وقتی جوان بودم به يکسری از مسائل نظير اين که از کجا آمده ام و وضعيت عالم از چه قرار است برخورد می کردم و می ديدم جوابهايی که به اين سوالات داده شده اند، متفاوت و مناقشه برانگيزند ، اما جوابهايی که به سوالات علمی داده می شوند راحت هستند، لذا آن سوالات فلسفی را رها کردم و به جنبه علمی مسائل پرداختم. اما حال که به سن پيری رسيده ام، متوجه شده ام که سوالاتی که در جوانی برايم مطرح بودند، هم اکنون نيز برايم تداعی می شوند و هنوز هم به عنوان سوالات بنيادين و نهايی مطرح هستند. ( منتخبي از مصاحبه استاد با خبرگزاري مهر )
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××