حضرت آيت الله جوادي آملي علم از اسماى حسناى مشترك است؛ يعنى هم از اوصاف ذاتى خداى سبحان است و هم از اوصاف فعلى او. اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) مظهر علم فعلى خداى سبحان است؛ چنان‌‌كه خود مى‌‌فرمايد: من علم خدايم «إنّ اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) قال: أنا علم الله»(1).
از امام باقر (عليه‌السّلام) پرسيدند چرا به على (عليه‌السّلام) اميرالمؤمنين گفته مى‌‌شود؛ در حالى كه قبل از او كسى بدين نام خوانده نشد و بعد از او نيز ناميده نمى‌‌شود؟ فرمود: زيرا على بن ابى‌‌طالب (عليه‌السّلام) طعام علمْ براى مردم مى‌‌آورد و كسى جز او اين كار را نمى‌‌كند؛ لم سُمّي عليٌ(عليه‌‌السلام) أميرالمؤمنين وهو إسم ما سمّي به أحدٌ قبله ولايحلّ لأحدٍ بعده؟ قال‏عليه‌‌السلام: «لأنّه ميرة العلم يمتار منه ولايمتار من أحدٍ غيره»(2).
بديهى است كه امام (عليه‌السّلام) افزون بر آگاهى‌‌هاى حسى و عقلى، از دانش‌‌هاى ديگرى نيز برخوردار است كه هرگز نمى‌‌توان آن‌‌ها را با ابزارى مانند حس يا عقل كشف كرد.
حضرت (عليه‌السّلام) با داشتن صفاى نفس و تأييد خاص الهي به جايى رسيده است كه نه تنها نفس خود را به مشاهده نشست، بلكه به مشاهده حقيقت مبدأ و معاد نيز پرداخت. از اين‌‌رو، آن حضرت (عليه‌السّلام) مى‌‌فرمايد: اگر پرده‌‌ها كنار رود، ذره‌‌اى بر يقين من افزوده نمى‌‌شود: «لوكشف الغطاء ما ازددتُ يقيناً»(3). آرى، اگر پرده از چشمان ما گرفته شود، بسيارى از معارف را خواهيم يافت؛ ولى كنار رفتن پرده‌‌ها تأثيرى در علم و معرفت اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) ندارد.
آن حضرت (عليه‌السّلام) نسبت به سعادت بشر، و نيز حوادث عالَم، آگاه است؛ زيرا ذات نورانى ايشان، چه در قوس نزول و چه در قوس صعود، با حقايق عينى متحد است و هرچه در جهان امكان يافت مى‌‌شود، از قلب آن حضرت (عليه‌السّلام) مى‌‌گذرد. از اين‌‌رو، هم به تفصيلْ از حقايق عالم با خبر است و هم روشن‌‌گر آن‌‌ها براى ديگران است.

(1) توحيد صدوق، ص 164.

(2) علل الشرايع، ج 1، ص 191.

(3) بحار، ج 66، ص 209.

مأخذ: (علي(عليه السلام) مظهر اسماي حسناي الهي ، ص 71 ـ 73)منبع