وقار و شخصيت علمي / استاد علامه حضرت آيت الله حسن زاده آملي

خواجه مي فرمايد: شارح يعني فخر رازي اضطراب دارد؛ چون گفته كه اينجا عقول و افهام در مي ماند و كسي فهمش نمي رسد. چرا انسان اين گونه باشد كه اگر چيزي را خودش درك نكرد, بگويد احدي نمي تواند اين مساله را حل كند. اين احتمال را بدهد كه كسي پيدا شود و آنرا حل كند.
در بحث قضا و قدر آن آقا در تفسيرش نوشته بود كه اگر جن و انس جمع شوند نمي توانند اين مشكل را حل كنند. مرحوم علامه در تفسيرش به ايشان خطاب كرد و فرمود: « لازم نيست اين همه جمع شوند. من خودم تنهايي جوابت را مي دهم و مساله را حل مي كنم. » آخر اين چه قلمي است, چه حرفي است! هر آدم خوب است وقار داشته باشد.
صد و ده اشاره ـ استاد علامه حسن زاده آملي , ص 140
حکمتی نفيس از آیت الله جوادی آملی :
معناي گناهِ عالمانه و عامدانه اين است كه اگرچه خدا اجازهٴ چنين كاري را نداده، اما رأي من بر انجام اين كار است و اين جرأت و جسارت، مستلزم آنست كه تبهكار، هواي خود را به جاي خداي خود يا همتاي آن قرار دهد و با ادعاي خداپرستي به خودخواهي و خودپرستي بپردازد و اين مرادف با ادعاي ربوبيت است.
مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 364) به نقل از سایت معظم له
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۱۱/۲۸ ساعت توسط وبلاگ تاريخ و تحقيق
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××