مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی نجابت (ره)

مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی نجابت(ره) منبع


ايشان بارها مى فرمودند: بايد در اين راه اينچنين بود كه خواجه حافظ(ره) مى‏گويد:

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد

مى‏فرمودند: يك وقت نزد آيت‏اللَّه العظمى آقاى سيّد جمال گلپايگانى -رضوان اللَّه تعالى عليه- كه از علماء نمره‏يك نجف بود و از اهل معرفت نمره يك بعد از آيت‏اللَّه قاضى، سخن از اين مطالب مى‏رفت و نام آقاى قاضى مطرح شد، ايشان خودش فرمود: اسم آقاى قاضى را نياور، او جانش را گذاشت روى خداپرستى، اصلاً جانش را داد براى خداپرستى، او داخل حساب نيست، او فوق حساب است. حضرت آيت‏اللَّه نجابت واقعاً اينچنين بود و چنين زيست. ايشان مى‏فرمودند: "براى دوست حقيقى آدم جان بدهد واللَّه قسم چه ارزشى دارد جان؟ و ثانياً جان را كه مى‏ستاند مى‏داند چه نصيب مى‏شود؟ اين اتّفاق قطعى روايات است". لاعين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر.

هرچه دارى اگر به عشق دهى

كافرم گر جويى زيان بينى    (هاتف اصفهانى)

مى‏فرمودند: "جان دادن معنايش اين نيست كه از كالبد شخص جدا بشود، جان دادن يعنى اراده دادن آدم... خودمان را تسليم خدا بكنيم."

باز در همين مورد مى‏فرمودند: "حتماً شخص از دانش و فهم خودش بايد صرف نظر بكند در مقابل اراده خدا... خط بكشد ديگر عقل خودش را مقابل خدا، فهم خودش را مقابل خدا، هرچه دارد خط بكشد دور دارايى خودش".

مى‏فرمودند: "كسى كه فقير است چيزى كه لايق سلطان باشد ندارد... علم ما نزد خداى تعالى قيمتى ندارد، فهم ما هم كه قيمتى ندارد، عقل ما هم كه قيمتى ندارد، عبادتمان هم قيمتى ندارد، پس مانده جانمان به تعبير خواجه حافظ(ره) "كهنه دلق":

درويش را نباشد برگ سراى سلطان

ماييم و كهنه دلقى كآتش در آن توان زد

چيزى كه نشانه آدميزاد است مى‏شود دلق، از ما يك نشانه‏اى بيشتر نيست آن هم خدا گذاشته...".

- "... بين خدا و آدميزاد هيچ فاصله‏اى نيست الّا همين اراده‏اى كه دارد، همين عقلى كه دارد، همين شعورهاى جزئى كه دارد، آتش بزند در اين...".

ايشان مى‏فرمودند: »بعد از آنكه محبوب همه قسم حيات به ما مى‏دهد، ما هم اين جان را مى‏دهيم به حيات ابد سر در مى‏آوريم... ما كه خودمان را بنده خدا مى‏دانيم چيزى نداريم كه تسليم خدا بكنيم الّا جانمان...«.

مى‏فرمودند: »هر كه در راه خدا جان ندهد معلوم نيست حيات ابد نصيبش بشود«.

اين شعر ابن فارض(ره) را مى‏خواندند كه:    وَ مَن لَم‏يَمُت في حُبِّه لَم‏يَعِشْ بِهِ ***** و دُونَ اجتِناءِ النحْلِ ما جَنَتِ النحلُ

(ترجمه: هر كس كه در راه محبّت او نميرد زندگى با او را درنيابد؛ براى رسيدن به شيرينى عسل بايد نيش زنبور را چشيد)