لايب نيتس؛ دوستدار حقيقت و دانايي - دکتر کریم مجتهدی

فلسفه متولي ندارد، بلكه متخصص دارد.چون تفكر چيزي نيست كه سندي به نام شخص خاصي داشته باشد؛ حتي مدارك ومدارج عالي در زمينه فلسفه نيز ملاكي براي مالكيت نيست.
منظور از فلسفه نگه داشتن استمرار فكر است. مصرف فلسفه رابه سهولت نمي توان تعيين كرد زيرا اين فلسفه است كه مصرف را تعيين مي كند و اگر روزي به گونه اي ديگر باشد، قطعاً انحطاط پيش روي ماست.
و اما فلسفه لايب نيتس كه فلسفه اي بسيار مشكل است؛ لايب نيتس درهمه بحث هاي خود،اعم از رياضي،فيزيك،منطق، مابعدالطبيعه وحتي زبان شناسي يك چيز را مد نظر دارد كه كاربرد آن در قلمروهاي بسيارمختلف است.او در عين حالي كه منطقدان است، رياضيدان است ودر عين حال كه رياضيدان است،فيزيكدان است و مابعدالطبيعه هم كار مي كند.اين چنين است كه فهميدن و فهماندنش كاري است دشوار.
لايب نيتس نياز به وحدت را در انسان ها تشخيص داد.در نتيجه با اين جامعيت فوق العاده فلسفه اش كه همه چيز را شامل مي شود، پراكنده گويي نمي كند بلكه مي خواهد با يك كلام واحد گفته اش رادر مراحل مختلف اعمال كند و بكار گيرد.بنابر اين ما در فلسفه لايب نيتسي با يك فكر به ظاهر ساده اما با كاربردي بسيار وسيع روبرو هستيم.
افكار لايب نيتس از لحاظي با انديشه هاي بزرگ ترين متكلم غربي مسيحي يعني آلبرت كبير، كه استاد توماس آكوئيني بود، قا بل مقايسه است.
لايب نيتس كه نوشته هاي توماس آكوئيني راتماماً خوانده است، آنجا كه در خصوص ماهيت وجود به ابن سينا اشاره مي كند، تأثيرش را از انديشه هاي توماس بيشتر مي نماياند؛چون در كتاب وجود و ماهيت كه در قرون وسطي (اواخرقرن۱۳ ميلادي)يعني ۸۰۰سال پيش نوشته شده است، خود توماس دقيقاً نام «اويسن» يعني ابن سينا را مي برد.
آلبرت كبير با اينكه تعداد كمي كتاب نوشته است، اما استاد بزرگي است و اوست كه اين مطالب را به توماس تعليم داده است.
استاد آلبرت با وجود تعصب كاتوليكي-كليسايي فرانسه آن عصر، به طور صريح مي گويد:اگرمي خواهيد تفكر بياموزيد، ابن سينا را بخوانيد؛يعني او مي داند براي يك تحول فرهنگي واقعي، آشنايي با تفكرات كساني كه احتمالاً اعتقادات متفاوتي با ما دارند هيچ مانعي ندارد بلكه كمك مي كند تا ما با وسعت نظر بيشتروتفكر عميق تري، به مسائل نگاه كنيم. اينجاست كه لايب نيتس به آلبرت كبير شباهت پيدا مي كند.
لايب نيتس انسان خود ساخته اي است،تا آنجا كه او كه بنيانگذارحساب ديفرانسيل وانتگرال(محاسبه نامتناهي و غيره)است،رياضيات را خود از طريق تمرين كردن ياد مي گيرد.اين مرد خود ساخته،ازطريق ارتباط و همكاري كه با هوگنس- دانشمند بزرگ هلندي و درواقع پايه گذار ديناميسم-داشته و با استفاده از ديناميسم او،توانمندي و پويايي را وارد فلسفه خود كرده است اين گونه كارهاي لايب نيتس در نوع خود كم نظير است.با اين حال، چه در زمان خود و چه در عصر روشنگري شهرت زيادي پيدا نكرد.تنها دوره اي كوتاه در آلمان فردي مثل ولف به فلسفه او قدري توجه نشان داد.
در سال ،۱۷۴۶ درست بيست سال پس ازفوت لايب نيتس، مدالي باعكس ولف و لايب نيتس بر روي آن و عكس سربازي يوناني در پشت آن ساختند.علاوه بر آن در دو روي مدال،دو جمله نيزنگاشته شده بود:
«دوستداران حقيقت» كه انجمني به اين نام تاًسيس شد و«درشناختن شهامت داشته باش.»
با وجود اين كه دراين دوره در آلمان به لايب نيتس لقب دوستدار دانايي و حقيقت، داده بودند اما باز به او توجه زيادي نمي شود.
چنان كه دالامبر درمقدمه اي كه در سال ۱۷۵۱بر دايرة المعارف مي نويسد از جان لاك،فرانسيس بيكن و نيوتن تجليل مي كند و مي گويدما اين دوره تجدد و عصر روشنگري را مديون علم نيوتن،روانشناسي لاك وخلاصه اكثر دانشمندان انگليسي هستيم،ليكن راجع به لايب نيتس مي گويد:او هم اطلاعاتي داشت اما متأسفانه تمام استعدادش را صرف امور مابعدالطبيعي و غيره كرد و از بين برد؛ در واقع دالامبر شايد رياضيدان بزرگي باشد اما فيلسوف كوچكي است .با اين حال دالامبر تنها كسي نيست كه درباره لايب نيتس درست قضاوت نكرد،راسل هم با تمام شهرتي كه دارد، در كتابش درباره لايب نيتس،چنين نوشت كه لايب نيتس تنها مختص منطق است و غير از منطق چيز ديگري نمي دانست.اين ادعاي راسل نادرست است زيرا او كتاب مكاتبات لايب نيتس با آنتوان آرنو(متكلم فرانسوي و نويسنده اعتراضات چهارم بر دكارت)،كه كتابي كاملاً منطقي است را ملاك قرار داده است.
به طور كلي لايب نيتس فيلسوف واقع بيني است و مي گويد هيچ چيز بي علت نيست و اگرهنوز معلول پديد نيامده، هر چيز غير متناقضي امكان علت شدن دارد؛يعني در اين جهان هر چه رخ مي دهد، علت تامه دارد.
كلام آخر اينكه اگر ما روزي بخواهيم در علوم جديد شريك باشيم چاره اي نداريم جزاين كه يك دوره كامل تاريخ علم بخوانيم و از شرايطي كه در بوجود آوردن علم دخيل بوده آگاه باشيم و بعد به اين نتيجه خواهيم رسيدكه زير بناي تحولات علمي، فلسفه است.
مكتوب حاضر، متن ويرايش و تلخيص شده سخنراني دكتر كريم مجتهدي است كه در نشست نقد و بررسي كتاب «فلسفه لايب نيتس» تأليف رابرت لتا با ترجمه فاطمه مينايي در تاريخ ۸۶/۸/۲۹ در محل شهر كتاب مركزي ايراد شد.
منبعروزنامه ايران > شماره 3808 19/9/86 > صفحه 10 (فرهنگ و انديشه)
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××