|
|
|
|
|
« آن كه در
گوهر نفس خود ساعتي به فكرت بنشيند دريابد كه اگر خود او آن را به تباهي نكشاند هيچكس نتواند آن را تباه كند و آنچه را كه او را از تباهي باز مي دارد دانش بايسته
و كردار شايسته است كه دانش آب حيات ارواح است چنانكه آب مايه حيات اشباح است. » |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
• علم معاصر با جنبههای فیزیکی جهان سرو کار داردو از واقعیتهای فوق حسّی آن غافل است. این امر سبب شده است که علم نگرشی محدود از واقعیت بدست دهد و علم و محصولات آن نیز به عنوان ابزارهای شیطانی برای انحراف انسان از مسیر تعیین شده به وسیله خداوند، به کار گرفتهشود. راه حل قضیه در تغییر جهت و هدف علم است: اینکه چهارچوبی وحدتبخش به کارگیریم تا تمامی سطوح واقعیت و جنبههای حیات انسانی را دربرگیرد. (پژوهشگران ـ 14و15/1387) • تلقی اسلامی از علم، دانش و واقعیت را به تجربه و استدلال نظری محدود نمیکند و مطالعه علمی طبیعت را به تنهایی کامل نمیداند. بلکه با در نظرگرفتن وحی و شهود، جنبه های فیزیکی و معنوی انسان و جهان را نیز درنظربگیرد و مدعی است که واقعیت بیش از آن است که از طریق حواس انسانها درکشود. (پژوهشگران –14و15/1387) • امروزه ما در دارالاسلام، و از جمله ایران، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی زیادی داریم، ولی به نظر بنده اهداف کلان روشن در پیش رو نداریم. برای اثبات این ادعا کافی است به شاخصهاس برجستگی علمی در جامعه خود نظرافکنیم. الان مهمترین شاخص برای پیشرفت علمی ما تعداد مقالات چاپ شده در مجلات نمایه شده توسط ISI یا مجلات علمی- پژوهشی است، بدون اینکه تأثیر علمی این مقالات یا کیفیت آنها مطرح باشد. اما ویژگی این مقالات چیست؟ این مقالات عمدتاً حاشیهزنی بر علم رایج در غرب است مثلاً معادلهای توسط دانشمندی غربی پیشنهاد شده؛ جواب جدیدی برای آن مییابیم؛ ترکیب شیمیایی خاصّی در غرب ساخته شده، اصلاحات جزیی در آن ایجاد میکنیم. بطور خلاصه تفریعات کارهای آنها را انجام می دهیم. گاهی دانشجوی ما بی آنکه سروته قضایا را بفهمد در چرخهای میافتد که حاصلش تولید مقاله است، نه فهم قضایا. در حال حاضر یکی از اهداف مهّم علم که گسترش مرزهای دانش است با مقالهنویسی، که از نشانههای تولید علم است، خلط شده است. (پژوهشگران- 16و17/1387) • دولت و مجلس و سایر نهادها باید از امکانات مشورتی جامعه علمی بهره بگیرند و علمای ما را از حالت انفعال درآورند. اگر جامعه علمی احساس کند که نظرش مهم است به نحو دیگری عمل میکند. مشکل ما این نیست که متفکر نداریم، چنان که بعضی از خود بزرگ بینان قائلند، بلکه مشکل این است که از متفکران استفاده شایسته نمیشود و آنها به حالت انفعال درآمدهاند. اولویتهای علمی و تکنولوژی ما را باید جوامع علمیمان تعیین کنند نه بوروکراتها. اگر ما به سرمایههای داخلی مان توجه بیشتر بکنیم، هم در جذب نیروهای بیرون رفته موفق خواهیم بود و هم تولیدات علمی کشور فزونی خواهد یافت. (پژوهشگران- 16و17/1387) • یکی از مشکلات فرهنگی ما در زمان حاضر عقده حقارتی است که نسبت به غرب وجود دارد. تا برنامهای ارائه میدهید، میپرسند آیا شبیه آن در غرب نیز هست یا نه؟ اگر این عقده حقارت شکسته نشود، هر قدر برنامه¬ریزی هم کنیم فایده¬ای ندارد. احیای هویت ملی باعث میشود که دانشجو به مملکت احساس تعلق کند و اگر هم به دلیلی به خارج رفت برگردد. (پژوهشگران- 16و17/1387) • به نظر بنده نوعی تفکر فرهنگی غلط درباره اهداف برنامههای علم و فناوری عامل عمده در عقبافتادگی جهان اسلام است. مثلاً الآن این تفکر غلط در جهان اسلام رایج است که برای قدرتمند شدن باید فقط تکنولوژی را فراگرفت و لذا بیشتر در مقابل انتقال یا مونتاژ تکنولوژی بودهاند تا نوآوری علمی. سرمایهگذاریها هم عمدتاً بر روی فناوریها بوده است. (پژوهشگران- 16و17/1387) • متأسفانه در سالهای اخیر عدهای در جهان اسلام، از جمله کشور ما، پاکستان و ترکیه تقصیر عدم رشد علم در جهان اسلام را به گردن دین و تفکر اسلامی انداختهاند. امّا این مغالطه است. آن چیزی که واقعاً تمدن اسلامی را به راه انداخت اصرار قرآن و سنت برمطالعه طبیعت و فهم جهان و بهکارگیری درست علم برای آبادانی زمین بود. البته شروع نهضت علمی با ترجمه متون علمی- فلسفی از زبانهای دیگر بو ولی خود این کار هم ریشه در قرآن و سنت داشت، چنان که جرج سارتن صریحاً اقرار میکند: «من بار دیگر میپرسم، چگونه میتوان فهم درستی از علم مسلمانان داشت اگر نقل آن حول قرآن را کاملاً درک نکنیم؟».(پژوهشگران- 16و17/1387) • در حال حاضر دو حقیقت روشن پیشروی ما است: غرب از نظر علم و صنعت بسیار پیشرفت کرده است و دنیای اسلام عقب مانده است. غرب در عین ترقی، انسان غربی را در ورطه پوچی انداخته و کل بشریت را در معرض نابودی قرار داده است. کاری که ما باید بکنیم این است که اوّلاً عقبماندگی خود را جبران کنیم و ثانیاً با احیای معارف اسلامی بشریت را بهسوی رفاه و خوشبختی سوق دهیم. الآن ما در همه ابعاد علم و تکنولوژی عقب هستیم و در این جهات دنبال اخذ آنها از غربیان میباشیم و آنها هم تنها چیزهایی را که مصلحتشان ایجاب میکند در اختیار ما قرار میدهند. • ما باید از همه علوم جهان زیرکانه استفاده کنیم و به علم روز مجهز شویم، ولی نسخهای که برای کشورمان میپیچیم باید ملّی باشد و در آن، شرایط دینی، ملّی و اجتماعیمان ملحوظ شده باشد. این امر مستلزم حرکتی جهادگونه از طرف جامعه علمی ایران و عزمی قوی در مسئولان کشور است. (پژوهشگران- 16و17/1387( منبع: تابناک |
||
|
|
|
|
|
شهادت مظلومانه برترين مخلوق عالم پس از پيامبر اكرم، مولي الموحدين اميرالمؤمنين، اولين امام همام حضرت عليبن ابيطالب (عليهالسّلام) را به همه عدالتخواهان و حقجويان تسليت ميگوييم.
ام كلثوم در دقايق پاياني حيات پدر بزرگوارش در برابر او گريه ميكرد. اميرمؤمنان فرمود: چرا گريه ميكني دختر مهربانم؟ گفت: به ياد ميآورم كه در همين ساعت از ما مفارقت ميكني. آن حضرت فرمود: گريه مكن، به خدا سوگند اگر ميديدي آنچه پدرت ميديد گريه نميكردي ...[من] فرشتگان آسمان و پيامبران را ميبينم كه پشت در پشت هم ايستاده اند تا مراملاقات كنند. اين است برادرم محمد رسول خدا (صلوات الله عليه) ونزد من نشسته ميفرمايد: بيا، آنچه در پيش داري بهتر از دنيايي است كه در آن هستي. - آیت الله جوادی آملی - معاد در قرآن، ج1 ص203 |
||
|
|
|
|
|
مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ ذبيح الله ذبيحي قوچاني ( ره ) [1] بارها مي فرمود: « استادي داشتيم در نجف كه همواره مي گفت سري سالم به قبر ببريد. هواهاي نفساني را از سر خارج كنيد. انارة العقل مكسوف بطوع هوي : اميال نفساني نور عقل را از ميان مي برد. » سپس مقدمه ي مشهور اخلاقي اش را بيان مي فرمود: اول آنكه همواره متوجه باشيد كه از دنيا خواهيد رفت. « هر كه آمد به جهان اهل فنا خواهد بود. » دوم آنكه با خود هيچ نمي بريد. « هر كه آمد عمارتي نو ساخت / رفت و منزل به ديگري پرداخت » ( و آن دگر پخت همچنان هوسي / وين عمارت بسر نبرد كسي ) با اين مقدمات راه موفقيت در 3 چيز است: 1. انجام واجبات 2. ترك محرمات و 3. در حد توان و شادابي روح انجام مستحبات » مي فرمودند فريب دنيا را نخوريد. چهارتا پول نشان تان مي دهد تا فريب بخوريد. دنيا امروز آدمي را مي فريبد و فردا مي گرياند. سلاطيني كه بر مردم مسلط بودند آخرش رفتند، ما هم مي رويم. آنها چيزي نبردند و ما هم نمي بريم. پس در كارهايمان به اين بينديشيم كه آيا « خدا » راضي است؟ مواظب باشيد ! جوانيد و قدر جواني خود را بدانيد. الان كه اينجا نشسته ام، همين امانت است. انسان از خود چيزي ندارد، همه ي امور از آن خداست. نبايد گول خنده هاي دنيا را بخوريم كه اسير دنيا با فديه هم آزاد نمي شود.[2] او به سادگي هر چه تمام تر پر معنا ترين گزاره ي عرفان شيعي را بيان مي نمود: « خداوند حكيم است و فعل لغو از او سر نمي زند. محال است كه موجودي در عالم خلقت به خاطر او پا بر اميال شيطاني بگذارد و دستش گرفته نشود. ممكن نيست انساني در برابر اميال گناه آلود مقاومت نمايد و از رحمت خاص الهي دور بماند. آغاز ورود به عوالم متعالي از خويشتنداري از هواهاي نفساني شروع مي شود. »
[1] آن مرحوم از برجسته ترين مجتهدان نامدار معاصر قوچان بود. در سال 1329 قمري/ 1289 شمسي در روستاي خيرآباد مايوان متولد شد. پس از طي دروس مقدماتي و سطح در شهرهاي قوچان و مشهد مقدس، در سال 1351 قمري به نجف اشرف هجرت نمود و در آن جا درسهاي فقه و اصول را نزد مرحوم آيت الله آقا ضياء عراقي و آيت الله حاج سيد محمود شاهرودي، سيد ابوالحسن اصفهاني و ساير اساتيد حوزه نجف فراگرفت و پس از گذشت 20 سال اقامت در نجف و نيل به درجه اجتهاد، در سال 1371 قمري به قوچان مراجعت كرد و در اين شهرستان به ترويج و نشر احكام اسلامي و تدريس علوم ديني پرداخت و پس از ده سال خدمت فرهنگي و علمي در قوچان، در سال 1381 ه.ق به مشهد عزيمت و تا زمان عروج ملكوتي اش ( سحرگاه روز سه شنبه 24/12/1372 شمسي / سوم شوال 1414 قمري بر اثر سكته قلبي ) در كمال معنويت و حياتي طيبه، در آن شهر اقامت داشتند. ايشان در صحن آزادي نزديك ايوان طلا به خاك سپرده شد. همگان از حاج شيخ به « عالمي رباني » ياد مي نمودند. شنيدم كه آخرين سخنان وي به اطرافيان خود « سفارش تقوا و دوري از گناه و مظاهر فريبنده ي دنيا » بود. در هيچ مجلسي به ياد او ننشستم مگر آنكه از زهد و تقواي او ياد شود ( رحمة الله تعالي عليه ) شرح حال ایشان در سایت آستان قدس رضوی [2] و به ياد دارم كه بارها اين ابيات عبرت انگيز را برايم مي خواند: هي الدنيا تقول بملء فيها حذار حذار من بطشي و فتكي فلا يغرركم حسن ابتسامي فقولي مضحك و الفعل مبكي |
||
|
|
|
|
|
گفتاری از مرحوم آیت الله العظمی بهجت فومنی:
هر بلايى كه به ما مى رسد در اثر دورى از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و روايات مأثوره ى از ايشان است. اين بلاهايى كه وارد مى شود و بسيار هم هست، در اثر اين است كه از روز اوّل نخواستيم آن كس را كه خدا و پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ براى ما تعيين كرده بودند بر ما حكومت كنند! |
||
|
|
|
|
|
شیخ اشراق و «اجمال در عین کشف تفصیلی» شب، بُراقِ عروجِ سالکان روایتی پرفروغ از امام حسن عسکری(علیه السلام) پاورقی:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
||
|
|
|
|
|
"انما أبكى لخصلتين: لهول المطلع و فراق الأحبّة"(۱). من بر دو خصلت گريه ميكنم:
(1) بحار، ج6، ص 159. |
||
|
|
|
|
![]() اولين شرط در حركت به سوي خداوند، آمادگي براي پرش و خيز برداشتن است كه از آن به تجافي ياد ميكنند؛ زيرا تجافي، آن حالت نشستن است كه در حين برخاستن به وقوع ميپيوندد. اين كه گفته ميشود مأموم براي رسيدن به امام سابق، در حال تشهد تجافي كند به اين معناست كه نيمخيز بنشيند.
امام سيدالساجدين، زينالعابدين عليبن حسين (عليهماأفضلصلواتالمصلين) در دعاي شب بيست و هفتم ماه مبارك رمضان كه تا صبح به خواندن آن ادامه ميداد از خداوند تقاضا ميكرد كه: "اللهم ارزقنى التجافى عن دار الغرور"(1). يعني پروردگارا به من تجافي از دار غرور را روزي بگردان. قرآن كريم در سوره مباركه "سجده" دربارهي اهل تجافي ميفرمايد: "تتجافي جنوبُهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفاً وطمعاً وممّا رزقناهم ينفقون * فلا تعْلم نفس ما أُخفي لهم من قرة أعْين جزاءً بما كانوا يعملون"(2) آنان كه در بستر خواب جهت آمادگي براي نماز شب تجافي دارند، نه اين كه بسته به رختخواب و دوخته به آن باشند بلكه آماده فرا رسيدن سحرند تا از جاي برخيزند و خداوند خود را با بيم و اميد بخوانند و آنان كه از هر چه روزيشان داديم انفاق ميكنند، هيچ كس نميداند چه پاداشي نيكو كه روشنيبخش ديده و دل آنهاست براي جزاي اعمالشان در نظر گرفته شده، يعني همانطور كه آنها به گونهاي برخاستند كه ديگران نفهميدند، ما نيز به آنها چيزي را ميبخشاييم كه ديگران از فهم آن عاجز و ناتوانند، خود آنان نيز نميدانند چه چيزي برايشان فراهم شده است. آري! انسان چون تجافي كرد، قدرت عمل صالح را پيدا ميكند و چون عمل صالح انجام داد توفيق صعود به سوي حق را مييابد: "إليه يصْعد الكلم الطيّب والعمل الصّالح يرفعه"(3) (1) بحارالانوار، ج 95، ص 63، ح 2؛ مفاتيح الجنان، اعمال شب بيست و هفتم ماه رمضان. (2) سورهي سجده، آيات 16 ـ 17. (3) سورهي فاطر، آيهي 10. به نقل مستقيم از سايت معظم له http://www.esraco.net/ |
||
|
|
|
|
|
از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل
اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل گریان فرشته ای که در سینه های تنگ از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل تا عهد دوست خواست فراموش دل شدن غم می رسد بوقت و وفا می دهد به دل دل پیشواز ناله رود ارغنون نواز نازم غمی که ساز و نوا می دهد به دل این غم غبار یار و خود از ابر این غبار سر می کشد چو ماه و صلا می دهد به دل ای اشک شوق آیینه ام پاک کن ولی زنگ غمم مبر که صفا می دهد به دل غم صیقل خداست٬خدایا ز ما مگیر این جوهر جلی که جلا می دهد به دل تسلیم با رضای خدا باش شهريار وز غم جزع مکن که جزا می دهد به دل! |
||
|
|
|
|
|
و نتيجه مجاهده اينست كه علاوه بر آنكه در صراط مستقيم قرار گرفته، ايمن شده و از دستبرد شياطين محفوظ خواهد ماند. الا انَّ اوْليَاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ[1] خوف، عبارتست از ترسيدن نسبت به امرى كه هنوز واقع نشده و وقوع آن مترقّب و مورد اشمئزاز و ناراحتى انسان است. و حزن، عبارتست از اندوه و غم نسبت به امر غير ملايم و ناپسندى كه واقع شده است. اين دو معنى بر سالك إلى الله راه ندارد زيرا سالك كار خود را با خداى خود يكسره نموده غير از خدا مقصد و مقصودى ندارد، نه از فوت امر غير منتظرهاى در حزن، و نه از وقوع امر غير مترقّبى در خوف خواهد بود. اينجا جاى يقين است كه خداوند واجدان آن را به اولياى خود تعبير فرموده است. و يشير الى ذلك ما قاله امير المؤمنين عليه السّلام: أبصرَ طريقَه، و سلَكَ سبيلَه، و عرفَ منارَه، و قطَع غمارَه، فهو من اليقين على مثل ضَوءِ الشّمسِ.[2] و نيز فرمايد: هجَََََمَ بهم العلمُ على حقيقةِ البصيرةِ، و باشَروا روحَ اليَقينِ، و استَلانوا مَا استَوعَرَهُ المُترِفون، و أنسوا بما استوحَش منه الجاهلون، و صَحبوا الدُّنيا بأبدانٍ ارواحُها مُعلّقةٌ بالمحلّ الأعلى.[3] در همين مرحله است كه ابواب كشف و شهود بر او مفتوح خواهد شد.
[1] آيه 62، از سوره 10: يونس: هان كه اولياء خدا نه ترسى بر آنان است و نه اندوهى دارند [2] راه خود را ديده و جادهاش را پيموده و مناره آن را شناخته و از درياى خروشانش گذشته، بنابراين يقين او)نسبت به حقائق(همچون يقين به روشنى خورشيد است [3] دانش با حقيقت بينش و درايت برايشان روى نموده، و با روح يقين)يا آرامش و نسيم يقين(پيوند خوردهاند، و آنچه را كه افراد ناز پرورده سخت مىشمرند نرم و هموار پنداشته، و به آنچه نادانان از آن وحشت دارند انس گرفته، و در دنيا با بدنهائى زندگى مىكنند كه ارواح آنها به محل اعلى پيوسته است |
||
|
|
|
|
|
روحش شاد. برای شادی روح آن مرحوم عطر صلوات را به خانه های خود بیاوریم. اللهم صل علی محمد و آل محمد به گزارش ايرنا متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به شرح زير است: بسمالله الرحمن الرحيم سيدعلي خامنهاي |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||