|
|
|
|
|
مبعث اشرف مخلوقات عالم امكان، سرآمد پيامآوران الهي، آيينهٔ تمامنماي اسماي حسناي خداوند، حضرت محمّدبن عبدالله(صلّياللهعليهوآله) را به عصاره عالم خلقت، حضرت مهدي(عجّلاللهتعاليفرجهالشرّيف) و به همه مسلمانان جهان تبريك و تهنيت ميگوييم. |
||
|
|
|
|
|
مهمترین استدلال کسانی که بر مرگ جهانیشدن تاکید مینمایند آن است که قرار بود جهانیشدن موجب همگرایی در میان اعضای جامعة بشر گردد. اما حوادث پس از 11 سپتامبر 2001م نشان داد که نه تنها این همگرایی رخ نداده است، بلکه نزاع و درگیری در جامعة بشری به ویژه میان «اسلام و غرب» تشدید گردید. ضمن آنکه واکنش روسیه به گسترش ناتو در کشورهای پیرامونیاش و بحران روابط روسيه و اوكراين و به عبارت ديگر بحران انرژی در اروپا را نیز باید بدان افزود. اینچنین گفته ميشود كه جهانیشدن رو به مرگ است. اما آیا همگرایی جهان با فرهنگ متجدد غرب، توصیف یک واقعیت عینی بود و یا آرمانی بود برای غرب در جهت تحقق آن در آينده؟ در اينجا صورت مساله از «مرگ یک پدیده به نام جهانیشدن» به «از میان رفتن اعتبار ادعای جهانيشدن به منزلة همگرايي جهان با غرب» تقلیل مییابد. برخی از کسانی که ایدة مرگ جهانیشدن را مطرح نمودهاند، در پی نقد تفاسیر ایدئولوژیک از جهانیشدن بودهاند. به عنوان مثال معمولاً در سرآغاز نظریههای جهانیشدن در دهة 1990م به نظریة پایان تاریخ فوکویاما توجه شده است. آیا پایان تاریخ فوکویاما محقق شد، تا از مرگ آن سخن برانیم و یا آنکه این «ادعای برخي از محققان غربی» است که زیر سئوال میرود؟ زمانی که آنتونی گیدنز در ویراست اخیر کتاب جامعهشناسی، شناختِ جامعه را با شناختِ پدیدة جهانیشدن لازم و ملزوم هم میداند، در واقع تاکید دارد که در حال حاضر سخن از جامعة غربی با همة ظواهرش، سخن از جهانیشدن است. اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش و دیگر نهادهای اجتماعی غرب عملاً در بستر جهانیشدن زندگی مینمایند. نمیتوان در کشورهای غربی زندگی نمود و با آنها در ارتباط بود و با جهانیشدن در تعامل نبود. با توجه به تحلیلهای اجتماعی گیدنز از جامعة غربی، مرگ جهانیشدن به چه معناست؟ آنان که سخن از مرگ جهانیشدن مینمایند، به مواردي سلبی از نظریهها اشاره میکنند اما به موارد تحول ایجابی در جوامع غربی اشاره ندارند. مثلاً گفته میشود که مرگ جهانیشدن به این معناست که پیشتر گمان میرفت جهانیشدن موجب از میان رفتن حاکمیت دولتها و تضعیف نقش مرزها میگردد. اما اکنون كه اغراقآميز بودن این روایت معلوم گرديده است، پس جهانیشدن رو به زوال است. آیا جهانیشدن به معنای زوال مرزها محقق گردید و پس از آن از میان رفت؟ زوال مرز را به عنوان یک توصیف باید در نظر گرفت و یا یک پیشبینی؟ و آیا باید تنها به یک مفهوم رایج از آن تکیه نمود؟ پس آیا پیشبینی خوشبينانه در مورد زوال مرزها زیر سئوال رفته است و یا جهانی شدن؟ من در پی دفاع از وجود پدیدهای به نام جهانیشدن نیستم، اما باید مرز توصیف را از برداشت های ایدئولوژیک، نظریهها و پیش بینی جدا ساخت. به ویژه آنکه مسالة جهانیشدن در جهان اسلام همان صورت مسالة قدیمی شرق و غرب؛ اسلام و غرب و نیز ایرانیها، اعراب و ... و غربیهاست که اینبار در فضاهای جدیدی از زمان و مکان مطرح میشود. لذا باید نه آن اندازه در دنیای نظریهپردازی سیر نماییم که از توصیف صحیح یک پدیده ناتوان گردیم و نه آن اندازه گرفتار اجزاي عيني يك پديده گرديم كه از ساختارهاي كليتر در تبيين آن بيبهره مانيم. (ادامه دارد... ) |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
بانک مقالات جهانی شدن Globalization جامع ترین پایگاه اخبار و مقالات " جهاني شدن " در ایران
![]()
روش دانلود رایگان کتاب از پایگاه RAPIDSHARE Dr. Benn Steil, Manuel Hinds "Money, Markets, and Sovereignty (A Council on Foreign Relations Book Seri)"
Chia Wai Mun "Singapore and Asia in a Globalized World: Contemporary Economic Issues and Policies"
World Scientific Publishing Company | English | 2008-10-30 | ISBN: 9812815570 | 232 pages | PDF | 7,6 MB Travel Medicine: Tales Behind the Science (Advances in Tourism Research)
The Impact of Globalization on the World's Poor: Transmission Mechanisms (Studies in Development Economics and Policy)
Globalization and the Labour Market: Trade, Technology and Unskilled Workers in Europe and the United States
Contesting Globalization: Space and Place in the World Economy (Routledge/Ripestudies in Global Political Economy) Globalization and Indigenous Peoples in Asia
Dev Nathan, Dr Govind Kelkar, Pierre Walter | ISBN: 0761932534 | PDF | 340 pages | 2004 | 5 MB |
||
|
|
|
|
|
خاطره ای از دکتر شفیعی کدکنی:
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|