|
|
|
|
انا لله و انا الیه الراجعون برای شادی روح مرجع بزرگ عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی عطر صلوات را به خانه های خود بیاوریم. اللهم صل علی محمد و آل محمد ![]() آيت الله العظمي بهجت فومني: آنچه را كه مي دانيد زير پا نگذاريد، اين تمام عرفان است. در وبلاگ تاریخ و تحقیق
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم . مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه « سلام الله علیها » انجام خواهد گرفت . دفتر معظم له |
||
|
|
|
|
|
تا قيامت، هر كس كه بت درون را شكست و به مبارزه با بت بيرون پرداخت، فرزندِ خليل حق است، اگر چه به حسب ظاهر هيچ نسبت نژادي و قومي با حضرت ابراهيم(عليه السلام) نداشته باشد و هر كس به هر شكل، بت تراش و بت فروش و بت پرست باشد، نه فرزند خليل حق است و نه فرزند رسول خدا و علي مرتضي(صلواتاللّه عليهماجمعين) حتي اگر به لحاظ نژادي، وابسته به آنان باشد؛ زيرا در قلمرو ولايتمداري، مقوّمِ اصيل هويتِ انسان را كرامت او تشكيل ميدهد و اگر كسي فاقد كرامت بود سهمي از هويت اصيل انساني ندارد.
مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 333) |
||
|
|
|
|
![]() انسان يك عُمر با موجودات دنيويّه عشقبازي كرد، و حالا معلوم ميشود همه عروسك بوده و سراب بودهاند. يك عمر بهترين سرمايههاي وجودي خود را كه علم و حيات و قدرت او بود، در راه عشقبازي با باطل و سراب و انسانهاي مقوّائي و توخالي و عالم بياعتبار صرف كرد. چقدر خوب اين معني را ملاّي رومي بيان كرده است: گر به جهل آئيم آن زندانِ اوست ور به علم آئيم آن ايوانِ اوست گر به خواب آئيم مستان وئيم ور به بيداري به دستان وئيم ور بگرئيم ابرِ پُر زَرق وئيم ور بخنديم آن زمان برق وئيم ور به خشم و جنگْ عكسِ قهر اوست ور به صلح و عُذرْ عكس مِهر اوست ما كئيم اندر جهان پيچ پيچ چون الف كو خود ندارد هيچ هيچ چون الف گر تو مجرّد ميشوي اندرين ره مَرد مُفرد ميشوي |
||
|
|
|
|
![]() علاّمۀ استاد، زندگاني بسيار ساده و بیتجمّل، در حدِّأقلّ ضرورت زندگي داشتند. و با وجود كسالت قلبي و كسالت اعصاب و كِبَر سنّ، فقط و فقط بعلّت حمايت از دين، و نشر فرهنگ اسلام؛ براي ملاقات و مصاحبه با آن مستشرق فرانسوي، هر دو هفته يكبار بطهران ميآمدند؛ و اين رفت و آمد نيز مستلزم رنجهائي بود. اينست وضع زندگي يك فيلسوف شرق؛ بلكه يگانه فيلسوف عالم! با آنكه آنطور كه بايد ما از وضع داخلي آن بزرگ مرد پرده بر نداشتيم؛ زيرا معتقديم بحث در اينگونه امور سزاوار مقام عفّت و شرف نيست.اينست زندگاني اولياء خدا:صَبَرُوا أَيَّامًا قَصِيرَةً، أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً. يكايك از صفات و نعوت متّقيان كه مولَيالموالي أميرمؤمنان عليه السّلام دربارۀ آنان در خطبۀ هَمّام بيان ميفرمايند، در اين مرد الهي مشاهَد و محسوس و ممسوس و ملموس بود: أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا، وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا. اينست زندگي وارستگان و آزادگان از اسارتِ نفس امّاره، و به پرواز درآمدگان در حريم قضاء و مشيّت الهيّه، و سرسپردگان به عالم تفويض و تسليم و رضا. چقدر استاد ما از اين شعر خوشايند بودند كه: منم كه شُهرۀ شهرم بعشق ورزيدن منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم كه در شريعت ما كافري است رنجيدن به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن
گفتاری از مرحوم علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی ره منبع |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در جوامع
اسلامی آمده است که محبوب ترین زنان نزد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و
سلم) فاطمه (علیهاالسلام) و محبوب ترین مردان نزد آن حضرت(صلی الله علیه و
آله و سلم)، امیر المؤمنین(علیهالسلام) بود. البته معلوم است پیامبر
گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) که خود حبیب خداست، دوستی آن حضرت (صلی
الله علیه و آله و سلم) میزان تعیین کنندهٴ محبوبیت انسان ها نزد خداست و
در حدیث دیگر چنین آمد: … و کانَتْ إذا دَخَلَتْ علی النبی(صلی الله علیه
و آله و سلم) قامَ إِلیها فَقَبَّلها وَ أَجلَسَها فى مَجلسِهِ ؛ یعنی هر
وقتی فاطمه (علیهاالسلام) وارد می شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و
سلم) از جای خود برمیخواست و به سوی حضرت زهرا(علیهاالسلام) می رفت و او
را می بوسید و به جای خود مینشاند. نکتهٴ مهمّ آن است که درحدیث مزبور
نیامد قامَ لَها بلکه چنین میگوید: «قام اِلیها»، میان این دو تعبیر فرق
عمیقی است.
حضرت آیت الله جوادی آملی، کتاب سروش هدایت، ج۲،ص۲۲۷ «مقاله فاطمه مظهر رضایت و غضب الهی» |
||
|
|
|
|
|
منبع jamejamonline.ir ![]() استاد دانشگاه صنعتي شريف ، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، رئيس پیشین پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي. اينها چندي از حوزه هاي فعاليت اين روزهاي دکتر مهدي گلشني است که به عنوان «چهره ماندگار» فيزيک ايران سال 81از خدماتش تجليل و قدرداني شد.
|
||
|
|
|
|
![]() عالم گرفته فر و شكوه از جمال علم******* عالم نشانده در دل و جانش نهال علم چيند كمال، عالم فرزانه زين نهال********* تا خود شود مگر سببي بر كمال علم در پهنه ي سعادت و بهروزي بشر ******** بي شك بود ديانت و تقوي دو بال علم شكر و سپاس من به اساتيد متقي ******* دلبستگان پرورش و انتقال علم
|
||
|
|
|
|
|
دکتر احمد کتابي، عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني با ارسال يادداشتي به «تابناك» نوشت: جناب آقاي دکتر عماد افروغ متن نامه آقای دکتر عماد افروغ يادداشت شما را که در واقع در دفاع از ساحت علم و منزلت عالم (و نه در دفاع از شخص دکتر گلشني) نگاشته شده بود خواندم و در عين تاثر و تاسف از اينکه هنوز رسم نيکو و انساني حق شناسي و وفاداري و حفظ حرمت بزرگان و پيش کسوتان در ميان مردم اين آب و خاک کمابيش زنده مانده است، خشنود و اميدوار شدم. به نظرم رسيد من هم حداقلِ وظيفهاي را بر عهده دارم. يادداشت زير به انگيزه احساس اين وظيفه نوشته شده است. روز سهشنبه وقتي به پژوهشگاه قدم گذاردم، مشاهده چهرههاي گرفته و مغموم همکاران يکباره مبهوتم کرد. وقتي علت را جويا شدم معلوم شد از دفتر وزارتي به شخص دکتر گلشني ابلاغ گونه اطلاع دادهاند که مراسم توديع شما روز شنبه برگزار ميشود. طبعا با شنيدن اين خبر، مثل قاطبه همکاران، غرق اندوه و تاسف شدم؛ ولي تاثر و تاسف من، با توجه به بيش از نيم قرن سابقه آشناييم با دکتر گلشني و مراتب والاي فضل و فضيلت او از گونهاي ديگر بود. 52 سال قبل من، در دبيرستان ادب اصفهان، سال ششم ادبي را ميگذراندم و دکتر گلشني سال ششم رياضي را. در آن سال دکتر گلشني مثل هميشه، شاگرد اول شد و در تمام دروس رياضي و علوم پايه حائز بهترين نمرهها گرديد و شگفت انگيز تر اين که در درس ادبيات هم بهترين نمره را آورد. خوب به ياد دارم که در آن سال، از طرف وزارت فرهنگ وقت مسابقه ادبي براي محصلان همه استانها برگزار شد. در اين مسابقه ادبي، مهدي گلشنيِ محصل رشته رياضي در سراسر استان اصفهان حائز رتبه اول گرديد و به عنوان برگزيده استان اصفهان براي شرکت در مرحله دوم مسابقه به تهران اعزام گرديد. وي، اين بار در سراسر کشور رتبه اول را کسب کرد. در همان سال من عصرها، در يکي از مدارس قديمي (حوزوي) اصفهان جامع المقدمات ميخواندم ولي مهدي گلشني محصل ششم رياضي در سن 18 سالگي متن بسيار دشوار منظومه حکمت حاج ملاهادي سبزواري را نزد يکي از استادان بزرگ فلسفه اصفهان تلمذ ميکرد. دکتر گلشني بعدها به دانشکده علوم دانشگاه تهران رفت و در آن جا نيز با موفقيت تمام حائز رتبه اول گرديد و متعاقباً عازم آمريکا شد و در دانشگاه معتبر برکلي دکتراي فيزيک خود را با درجه ممتاز اخذ کرد. با وجود آن که از طرف دانشگاه مزبور و موسسات ديگر انواع امتيازات مادي و معنوي براي ماندن او در آمريکا با اصرار به او پيشنهاد ميشد، به شوق خدمت به ميهن به ايران بازگشت و در دانشگاه صنعتي شريف شاغل گرديد. و اکنون بيش از 30 سال است که هزاران شاگرد شايسته را که از ميان آنها چندين نسل از مبرزترين استادان دانشگاههاي داخل و خارج کشور و تعداد کثيري از متخصصان و سرآمدان علوم پايه برخاستهاند، پرورش داده است. در ميان خدمات علمي بي شمار وي، بايد به تاسيس رشته فلسفه علم در دانشگاه شريف اشاره کرد. با اين تفاصيل، آيا شايسته است که با دانشمندي که از نظر علمي در سطح جهان در رشته تخصصي خود از چهرههاي مشهور و سرآمد محسوب ميشود و در ايران نيز شايد نظائر او از تعداد انگشتان دست فراتر نرود اين گونه برخورد شود؟ آيا سزاوار است نسبت به عالمي که صرف نظر از رشته تخصصي خود، به تصديق اهل فضل، در علوم انساني و معارف اسلامي از تبحر و تسلط شگفت انگيزي برخوردار است اين گونه بي مهري صورت گيرد؟ آخر از اين درد جانسوز بايد به کجا شکوه برد که در جمهوري اسلامي ايران که دينداري محور همه امور اعلام ميشود، با " چهره ماندگار علمي" و عضو پيوسته فرهنگستان علوم و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي که سراسر عمر پربرکت خودرا صرف تلفيق دين وعلم کرده و با نوشتن کتابها و مقالاتِ متعدد و برگزاري کنفرانسهاي متعدد در داخل و خارج کشور در راه احيا و گسترش تفکر ديني در محيطهاي دانشگاهي از جان مايه گذاشته است و در زمينه علم و دين در داخل کشور فرد منحصر به فرد و يا لااقل از افراد بسيار برجسته و در سطح جهاني از معدود شخصيتهاي بنام و شناخته شده به شمار ميرود به جاي تشويق و تجليل بي حرمتي روا داشته شود؟ آيا معناي شايسته سالاري و احترام به علم و عالم که اين همه از آن سخن ميرود اين است؟ و بالاخره آيا در برابر خداوند متعال در برابر جفايي که- ان شاء الله نادانسته- در حق اين عصاره فضل و فضيلت روا داشته ميشود، ميتوانيم پاسخگو باشيم؟ به خود بياييم و تا فرصت از دست نرفته است اشتباه يا سوء تفاهم پديد آمده را جبران کنيم، که به قول گاندي اذعان به اشتباه و تلاش در رفع آن، نه تنها نشانه ضعف نيست که علامت توانمندي روح است. يقين داشته باشيم که جامعه علمي کشور و آيندگان هرگز بي حرمتي و ناسپاسي به ساحت دانش و دانشمنداني را که با تمام وجود به زيور دينداري عالمانه مزينند، نخواهد بخشيد.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
![]()
* شناخت غرب، غربي شدن نيست!
|
||