|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() آيت الله معرفت :
دين براى برطرف كردن نيازهاى بشر مشوق علم است; يعنى اگر علم نباشد، دين در آن جامعه ضعيف است . «كاد الفقر ان يكون كفرا» همين است . اگر يك ملت فاقد علم و صنعتباشد و اساسا به فقر اقتصادى دچار شد، نمىتواند دينش را حفظ كند، لذا دين مشوق علم است و علم مكمل دين است . اينها لازم ملزوم يكديگر هستند و اساسا برآورده كردن و برآورده شدن نيازهاى انسانها در هر دوره، با پيشرفت علم و تشويق دين محقق مىشود . امت پيشرفته در صدد است كه خود حرف آخر را بزند و امت عقب افتاده منتظر اين است كه ديگران حرفشان چيست؟! لذا ما بايد اين لباس مذلت را از تن بيرون بياوريم و خود بر جهان حاكم باشيم; خودمان حرف آخر را به دنيا ارائه دهيم . نظرات علمى را ما بايد بدهيم تا دنيا در مورد آن فكر كند .
|
||
|
|
|
|
![]() استاد دكتر مهدي گلشني : مشكل فلسفي ما اين است كه در غرب محيطهاي فلسفي كاملا با حوزههاي علوم و تكنولوژي در تعاملند، در حاليكه حوزههاي اجتماعي ما منزوي هستند و هيچ ارتباطي ميان دانشكده فلسفه با دانشكده علوم وجود ندارد و دانشكدههاي فلسفي ما تنها به مسائل بنيادي ميپردازند در صورتي كه بسياري از شاخههاي علوم مباحث و ابعاد فلسفي دارند. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
~ به زودي مقاله ي زيبايي شناسي از ديدگاه اسلام و غرب از كاميار صداقت ثمرحسيني در اين سايت منتشر خواهد شد. Kamyar Sedaghat |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() عالِم، محيط بر علم است و جاهل، محاط به جهل. يكي در احاطهي ناداني و جهالت خويش زنداني است و ديگري با احاطه بر حقايق هستي تا بدانجا پيش ميرود كه امير كلام و فرمانرواي علم گشته، همچون امير مؤمنان (عليهالسلام) با اشاره به سينهي سينايي خود ميفرمايد: "ها إنّ ههنا لعلماً جمّاً لو أصبتُ له حملة"(1) و نيز هموست كه خاندان عصمت و طهارت را اميران سخن ميخواند؛ "إنّا لأُمراء الكلام".(2) 1 ـ نهجالبلاغه، حكمت 147. 2 ـ همان، خطبهي 233. 3 ـ كافي، ج1، ص23، ح15. 4 ـ شرح اصول كافي، صدرالمتالهين. مأخذ: (تفسير موضوعي، ج 15، ص 162) به نقل از : سايت حضرت آيت الله جوادي آملي |
||
|
|
|
|
![]()
مرحوم علامه سيد عبدالحسين شرف الدين عاملي: از عمار ياسر نقل شده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: « بار پروردگارا ( شاهد باش ) كسي كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، بايد از ولايت علي بن ابيطالب دست بر ندارد. زيرا ولايت او ، ولايت من است و و لايت من ولايت خدا. » و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در خطبه اي فرمودند: « اي مردم فضل و شرف و مقام و ولايت از آن رسول خدا صلي الله عليه و آله و ذريه اوست. پس سخنان باطل شما را به بيراه نكشاند. » ( المراجعات : نامه دهم ) شهادت مولاي متقيان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را به شما كاربر گرامي تسليت عرض مي نماييم. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|
|
|
|
مقالات جدید به زودی منتشر خواهند شد. |
||
|
|
|
|
|
پذیرش خلاصه مقالات حداکثر تا 30 آبان ماه 1385، ثبت نام با تخفیف لغایت 30 آذر 1385، و چاپ نام، آرم و تبلیغات مراکز همکار در پوستر و نشریات لغایت 30 مهر 1385 ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
![]() به نظرمن ، غرب شناسي با غرب زدگي تفاوت دارد . غرب زدگي منفعل شدن و تسليم شدن در مقابل تظاهرات فرهنگي غرب است ؛ اما غرب شناسي تلاش براي ايجاد نوعي خود باوري در مقابل اين مظاهر است . يعني غرب شناس مي خواهد بگويد كه در مقابل اين تظاهرات چه كسي هستم و چه قدرتي دارم . در واقع غرب شناسي ، ارزيابي غرب است . ...
به نظر من نخبه كسي است كه همواره متجسس و پژوهشگر باشد و هيچ گاه مأيوس نشود و با اراده و اميد كارش را ادامه دهد . نخبه شدن را هدف قرار ندهد و بداند كه به تنهايي به اين مرحله نرسيده است بلكه نتيجه كار و تحقيقات گذشتگان به او ياري رسانده است . او نيز بايد نتيجه فعاليت هايش را همچون ارثيه اي به ديگران بسپارد . |
||
|
|
|
|
|
شيطان دشمني است مهاجم، خطرناك، رام ناشدني و دوستي ناپذير و مانند چنين موجود مهاجم و خون آشامي را در ميان هيچ گونه حيوان درنده و موذي، نميتوان يافت. خطرناكترين مار در اثر عاطفه و دوستي، رام شدني و تربيت پذير است. اما شيطان، هر اندازه محبتِ بيشتر ببيند، آتش كينهاش نسبت به محبت كننده افروخته تر ميشود. پس كسي كه در اثر غفلت و خود خواهي به دامِ وسوسهٴ شيطان ميافتد و از سوي چنين دشمني، مورد تهاجم قرار ميگيرد، اگر احساس خطر نكند، در پي راه فرار و پناهگاهِ واقعي نيز نخواهد بود. بنابراين پيش از استعاذهٴ عالمانه، بايد احساس خطر و ترس از ضلالت، غوايت و مانند آن كه سبب نابودي است، وجود داشته باشد. مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 245) به نقل از سايت معظم له |
||
|
|
|
|
|
اگر آدمي را به كوهي بلند مانند كنيم، عقيده، اخلاق و اعمال او نيز به ترتيب، قلّه، سينه و دامنهٴ اين كوه است و از اين رو آن امورِ دخيل در هويت انسان(عقيده، اخلاق، اعمال) را «جبلّي» او مينامند؛ زيرا همگي بسان جَبَل و كوه، استوار است و در بقاي هويت آدمي، نقش دارد و هر آنچه غير از اين امورِ فطري و جبلّي، اگر چه سخت و بلند بنمايد، همچون تلّي از شن در كويري سوزان است كه گردبادي آن را فراهم آورده و گردبادِ ديگري آن را فرو ميريزد. مأخذ: (صورت و سيرت انسان در قرآن، ص 345) به نقل از سايت معظم له |
||
|
|
|
|
|
علم و عمل علي التحقيق جوهرند نه عرض، بلكه فوق مقوله اند. و انسان سازند، انسان به علم و عمل ارتقاء وجودي مي يابد، و هر كس بدان پايه كه علم آموخته و عمل اندوخته ، به همان اندازه انسان است و قدر و قيمت دارد. به هر اندازه كه واجد آيات قرآني شده است، به همان اندازه حكيم است و بهشت است و به هر اندازه كه به اسماء و صفات الهي آگاهي يافت ، البته نه ؟آگاهي مفهومي، بلكه حقايق آنها را دارا شد، به همان اندازه متخلق به اخلاق ربوبي است. قرآن كريم فرمود: « إنه عمل غير صالح » ( هود / 47 ) و فرمود: « جزاء وفاقا » ( نبأ / 27 ) و فرمود: « و لا تجزون الا ما كنتم تعملون » ( يس / 55 ) پس قيامت همه قيام كرده است و حساب همه رسيده و نامه ي اعمال همه به دست آنان داده شده است. ( مجموعه مقالات ، اثر آيت الله حسن زاده آملي ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم، چاپ سوم ، 1375، ص 103 ) |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آبان ماه 138529 آخرين مهلت ارسال چكيده مقالات آخرين مهلت ارسال اصل مقالات 20 آذر 1385 اعلام نتايج مقالات پذيرفته شده 15 بهمن 1385 برگزاري همايش 15 و 16 اسفند ماه 1385 |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() مي گويم يعني اذان دعوت براي ملاقات است و همانگونه كه روز قيامت مردم براي عرضه ي بر خداوند فرا خوانده مي شوند، در اين دنيا هم مؤذنين ، مؤمنان را به مجلس حضور و معراج و زيارت حضرت پروردگار فرا مي خوانند. پس اگر معرفت انسان در اين دنيا به حدي باشد كه از اين نداء لذت ببرد، در آخرت هم از ملاقات حضرت حق بي بهره نخواهد بود. چرا كه معرفت در اين دنيا به منزله ي بذر مشاهده در آخرت مي باشد و اگر بر اثر جهل ، حال انسان به گونه اي باشد كه اين نداء او را خوش نيايد، اين امر سبب خواهد شد كه نداء روز قيامت هم خوش آيند او نباشد و اگر در اين دنيا در هنگام شنيدن اذان در زمره ي غافلان باشد، حالش در آن روز مناسب با اين غفلت خواهد بود و در ساير مقامات دين و نواميس شرع امر به همين منوال است. چرا كه انسان بر همان چيزي مي ميرد كه بر آن زندگي نموده و بر همان چيزي محشور مي شود كه بر آن مرده و جز آنچه در زمين دل كاشته چيز ديگري درو نخواهد كرد. اسرار الصلوة ( فصل « در عبرتهاي اذان و اقامه )
|
||
|
|
|
|
![]() انسان اهل فكر نه تنها در برابر نقد ناقدين بي تفاوت نيست بلكه خود در مسير نقد و براي شناخت شبهات پيشگام مي شود و امّا كسي كه اهل فكر نيست و دغدغهي حقيقت ندارد و با انگيزه هاي رواني و يا سياسي و يا در اثر شيفتگي و يا مرعوبيت نسبت به يك حركت اجتماعي و تاريخي به انديشه اي خاص روي مي آورد، علاقه اي به نقد آن ندارد و به نقل آنچه مي شنود بسنده مي كند.
برخورد نقالانه و در نتيجهي تقليدي روشنفكران ايراني با انديشه هاي غربي موجب شد تا فعاليتهاي فكري آنها در حد رفتارها و رقابتهاي سياسي و اجتماعي با ديگر نيروهاي اجتماعي و از جمله با نيروي مذهبي تنزل كند، آنها بدون آن كه متعرض برخورد برهاني كتاب اصول فلسفه و ديگر آثار مشابه آن شوند، در يك برخورد اجتماعي مفاهيم ديني جامعه را مورد هجوم قرار دادند و آن گاه كه حركت اجتماعي مذهب، به رهبري امام خميني در دههي چهل حضور و واقعيت خود را بر آنها تحميل نمود، به تفسير روشنفكرانه و توجيه ماركسيستي دين پناه بردند و چون شهيد مطهري در آخرين آثار خود(1) به اين برخورد التقاطي با دين انتقاد كرد، در پاسخ از حملهي مسلحانه و ترور شبانه به عنوان "برهان قاطع" استفاده كردند. .... (1) علل گرايش به ماديگري، مجموعهي آثار، ج 1، صص 439 ـ 470.
به نقل مستقيم از سايت معظم له http://www.esraco.net/ بخشي از كتاب شريعت در آينه معرفت |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مهلت ارسال آثار تا آخر مهرماه ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
![]() حضرت آيتالله يثربي شخصيتي است كه قريب نيم قرن سكان مديريت مذهبي و اجتماعي خطه كاشان را عهدهدار بود و از عالم فنا به دار بقا هجرت كرد.
آيت الله سيد مهدي يثربي كه به علت بيماري ناشي از عوارض شيميايي دوران دفاع مقدس در بيمارستان پارس تهران بستري بود، حوالي ساعت ۲۱و ۳۰دقيقه شنبه شب دارفاني را وداع گفت و به ملكوت اعلي پيوست.
هديه براي شادي روح پاكش :
اللهم صل علي محمد و آل محمد
|
||
|
|
|
|
![]() حضرت آيت الله جوادي آملي: " مرحوم علامه چون مؤدب بودند به ادب الهي هيچ كسي را با طعن و طنز نميآزردند. تحمل ميكردند، ولي تحميل نمينمودند." .... ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شهادت مظلومانه قرآن ناطق، مظهر اسماي الهي، قسيم جنت و نار، مولي الموحدين، اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب (عليه السلام) را در ايام و ليالي قدر تسليت مي گوييم |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ترجمه ي كتاب علماء الأندلس.. إبداعاتهم المتميزة وأثرها في النهضة الأوروبية اثر دكتر شوقي أبو خليل توسط كاميار صداقت ثمرحسيني طي روزهاي آينده در اين وبلاگ منتشر خواهد گرديد.
![]() |
||
|
|
|
|
|
يا أحْمَدُ! اِحْذَرْ أنْ تَكُونَ مِثْلَ الصَّبِيِّ إذا نَظَرَ إلَى الاْخْضَرِ وَالاْصْفَرِ أحَبَّهُ وَإذا أُعْطِيَ شَيْئاً مِنَ الْحُلْوِ وَالْحامِضِ اِغْتَرَّ بِهِ. اى احمد! بپرهيز از اينكه مانند بچّه باشى كه هرگاه به سبز و زرد نظر مي افكند، به آنها دل مي بندد و يا ترش و شيرين در اختيارش قرار مي گيرد، نسبت به آن فريفته مي شود. |
||
|
|
|
|
|
به زودی دو مقاله ی جدید از كاميار صداقت ثمرحسيني در زمينه ي تاريخ اندلس منتشر خواهد شد.
وبلاگ تاريخ و تحقيق |
||
|
|
|
|
|
الهي، همه سر آسوده خواهند، و حسن دل آسوده. الهي، سالياني ميپنداشتم كه ما حافظ دين توايم، « استغفرك اللهم ». در اين ليله الرغائب 1390 فهميدم كه دين تو حافظ ماست، « أحمدك اللهم »! الهي، تو پاك آفريدهاي، ما آلوده كردهايم. الهي، حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است؛ «اللهم صلّ آل محمد و آل محمد!» الهي، كامم را به حلاوت تلاوت كلامت شيرين بدار! الهي، واي بر من اگر دلي از من برنجد! الهي، در بسته نيست، ما دست و پا بستهايم. الهي، دل خوشم كه الهي گويم. الهي، به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت اين نا اهل را سوز و گداز ده! الهي، توفيق شبخيزي و اشكريزي به حسن ده! الهي، اگر بهشت شيرين است، بهشت آفرين شيرينتر است. الهی، تا تو لبيك نگويي، كجا من الهي گويم. الهي، امشب كه شب قدر است همه قرآن به سر ميكنند، حسن را توفيق ده كه قرآن به دل كند! الهي، رويم را نيكو كردي، خويم را هم نيكو گردان!
|
||
|
|
|
|
|
نقل شده است كه شخصي به آن حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) عرض كرد: "عَلّمنى". به من ياد بده؛ ولي نگفت به من چه چيز ياد بده. حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) به او حكمت عملي آموخت و فرمود: "عليكَ باليَأس عمّا فى أيدى الناس فَإنّه الغني الحاضر"(1) مگر نميخواهي توانگر بشوي؟ قناعتْ و قطع طمع، توانگري است. ممكن است سرمايه دار، خود را "مستغني" بپندارد ولي انسان قناعت پيشه "غني" است كه بالاتر از "مستغني" است. غنا بينيازي است و استغنا يعني اين كه انسان نيازمند باشد و چيزي كه نيازش را برطرف كند داشته باشد. اگر كسي مُحتاج باشد ولي چيزي كه حاجت او را رفع كند، داشته باشد اين "استغناء" است؛ امّا اگر كسي اصلاً محتاج نباشد، بهتر است. غنا وصف ذات اقدس اله است و مظاهر الهي، داراي غنا هستند. (1) محاسن برقي، ج 1، ص 80، ح 46. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
... باري، هيچ روزي را بخود نميديدم كه تو از دنيا بروي و من زنده باشم؛ و در سوگ تو بنشينم! و بياد تو نامه بنويسم.
آري، از آن عالم قدس نگران حال مهجوران هستي! و با آن مهر و لطف و صفا و وفا كه در دنياي طبع و كثرت، دستگيري از آنان مينمودي، كجا در آن عالم تجرّد و وحدت غافل از آنها خواهي بود!
پيش ازينت بيش ازين غمخواري عُشّاق بود
مِـهــر ورزيّ تـو با ما شُـهــرة آفــاق بود
ياد باد آن صحبت شبها كه در زلف توام
بحث سِرِّ عشق و ذكر حلقة عشّاق بود
حُسنمَهرويانِ مجلس گرچه دل ميبرد و دين
عشق ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستيّ و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
ساية معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بوديم او بما مشتاق بود
پيش ازين كاينسقف سبز وطاق مينا بركشند
منظر چشم مرا ابروي جانان طاق بود
|
||
|
|
|
|
|
آيت الله جوادي آملي موسي كليم الله از مظلومترين انبياء است، او در حيات خود گرفتار بنياسرائيل بود و اينك نيز نام و دين او در اسارت صهيونيسم است.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() يكي از اساتيد ما در حكمت الهي، مرحوم آيت الله حاج شيخ محيالدّين الهي قمشهاي(رضواناللهتعاليعليه) آن روزي كه در ايران آشوب بود و اين كشور اسلامي از هر طرف مورد تهاجم نظامي شرق و غرب بود، در حالي كه براي نوشتن مطالب عقلي، قلم در دست داشت، وقتي خبر به ايشان رسيد كه كشور در آتش جنگ است. در كمال آرامش اين آيه را تلاوت فرمود "لن يصيبنا إلاّ ما كتب الله لنا"(1) چيزي جز خواست خدا به ما نمي رسد. قلبي كه حافظ قرآن است، در اين دنيا از سلامت كامل برخوردار است و در قيامت هم دچار عذاب نمي شود چنانكه رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: "لا يعذب الله قلباً وعي القرآن"(1) البتّه اگر امام صادق(سلام الله عليه) مي فرمايد: "الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البررة"(2) كسي كه حافظ قرآن و عامل به آن است با فرشتگان كريم و نيك محشور خواهد بود، مقصود از حفظ قرآن حفظ قلبي آن است كه بدون شناخت صحيح و عمل درست بر اساس آن، ميسور نخواهد بود. بايد قرآن با دل و جان او عجين گردد و روح او ظرف محافظت قرآن شود.
به نقل مستقيم از سايت معظم له: http://www.esraco.net/ ( تفسير موضوعي ج۱ ) |
||